close
تبلیغات در اینترنت
موضوعات متفرقه دینی و مذهبی-

موضوعات متفرقه دینی و مذهبی-

align="center"> درباره ما
کاربر مهمان، خوش آمديد ! ( ورود - عضويت ) سلام به سايت یا حسین شهید خوش آمديد !

دوشنبه 03 مهر 1396

منوي اصلي
منوي اصلي
صفحه اول
حرم معصومين - فيلم ها

آرشيوي مطالب
نقشه سايت
درباره ي ما
ايميل مديريت
ارتباط با ما



موضوعات
امام حسین
اشعار [6]
مناجات [12]
معجزات و اماکن مذهبی [0]
یا حسین شهید
زیارت جانسوز [20]
حرم رویایی امام حسین [22]
کربلا [28]
جهاد در راه خدا [4]
سیره اقا امام حسین [3]
خاطرات کربلا [7]
مداحی زیبا از مداحان مختلف [13]
کتاب-pdf [1]
میلاد ائمه اطهار [3]
دانلود برنامه کوی محبت [4]
ادعیه و زیارت و قران
ادعیه و زیارت و قران [18]
شفای مرض در حرم امام معصوم [0]
قران
سخنرانی
حاج اقا عالی با فرمت rar [3]
صحبت های حاج اقا فرحزاد سمت خدا [1]
دانلود فایل های صوتی حجت الاسلام و المسلمین مستشاری 89 در برنامه سمت خدا موضوع: حکمت عبادات [1]
دانلود فایل های صوتی صحبت های حاج علی اکبری سمت خدا با فرمت rar [1]
دانلود صحبت های حجت الاسلام و المسلمین مهندسی در برنامه سمت خدا -موضوع: توبه و گناه و کیفر و پاداش اعمال [1]
دانلود صحبت های حجت الاسلام والمسلمین رنجبر در برنامه سمت خدا موضوع: شرح نهج البلاغه و لطافت و زیباهای دین [1]
ایت الله مجتهدی تهرانی - درس های اخلاق [3]
سخنرانی ویرایش شده [36]
احادیث
احادیث قدسی [2]
حضرت محمد(ص) [11]
حضرت فاطمه (س) [1]
امام علی ع [2]
امام حسن ع [0]
امام حسین ع [11]
امام علی ابن الحسین ع [3]
امام محمد باقرع [2]
امام جعفر صادق ع [7]
امام موسی کاظم ع [1]
امام رضا ع [2]
امام محمد تقی ع [0]
امام علی نقی ع [0]
امام حسن عسکری ع [0]
امام م-ح-م-د-(ع) اللهم عجل لولیک الفرج [2]
شیطان و جبهه باطل
شیطان و جبهه باطل [2]
موضوعات متفرقه دینی و مذهبی- [122]
مولودی [1]
در جمع آوری امضا جهت حمایت از کمپین کودکان برای کودکان سهیم باشید
تصاویر مذهبی
تصاویر اماکن مذهبی و غیره [12]

پربازديدترين مطالب

پيغام کوتاه

نام :
وب :
پیام :
2+3=:
(Refresh)

لينک دوستان
ارسال لينک

نويسندگان
آیا شخصی که گنه کرده می تواند با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) ارتباط داشته باشد ؟
نويسنده : سید ابوالفضل

 

 

به نام الله پاسدار خون شهیدان

آیا شخصی که گنه کرده می تواند با امام زمان
(عجل الله تعالی فرجه الشریف )ارتباط داشته باشد ؟




خداوند بزرگ ، راه بازگشت را به روی هیچ کسی نبسته است . هر کسی توبه کند و از گناه دست بکشد و به راه صحیح بازگردد ،

قطعا مشمول رحمت حق قرار می گیرد .

خداوند می فرماید :

بگو : ای بندگان من که برخود ، اسراف و ستم کرده اید ! از رحمت خدا نا امید نشوید که خدا ، همه گناهان را می آمرزد ؛

زیرا او ، بسیار امرزنده و مهربان است .
(زمر، آیه 53)

امام معصوم ( علیه السلام )و حجت خداوند که تجلی رحمت بی انتهای الهی است نیز با آغوش باز ، فرد توبه کننده را می پذیرد .

نمونه زیبای ان ، توبه حرّ بن یزید ریاحی و پذیرش وی از سوی امام حسین ( علیه السلام )است .

حضرت ولیعصر ( عجل الله تعالی فرجه الشریف )نیز چنین هستند و طبق حدیث ، ایشان رحمت بر عالمیان ذکر شده اند :

به درستی که من هیچ پیامبری را مبعوث نکردم ، جز آن که وقتی ایامش کامل و مدتش سپری شد ،

برای او وصی ای قرار دادم ... سپس کامل کردم ان سلسله

اوصیا را به فرزندش = فرزند امام حسن عسکری ( علیه السلام )رحمت بر عالمیان ... (کمال الدین ج1،ب1،ح1)

این که سئوال شد : آیا می تواند ارتباط داشته باشد ؟ باید دید منظور از ارتباط چیست ؟

اگر مراد ، این است که بتواند حضرت را ببیند در پاسخ باید گفت ، امکان دیدار به صورت کلی نفی نشده است ؛

بنابر این ممکن است حتی گنه کار حضرت را ببیند ولی نشناسد .

اگر مراد ارتباط قلبی است باید گفت : حضرت در توقیعی به مرحوم شیخ مفید می فرمایند :

انا غیر مهملین لمراعاتکم و لا ناسین لذکرکم ؛

ما ، هرگز در رعایت احوال شما کو تاهی نمی کنیم و شما را از یاد نمی بریم .
(بحارالانوار ج53، ص174)

لذا اگر فرد گنه کار توبه کند یعنی از گناه کردن پشیمان شود و برگردد ،

حتما مورد پذیرش قرار می گیرد و حضرت به او توجه بیشتری می کند .





برچسب ها : آیا شخصی که گنه کرده می تواند با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) ارتباط داشته باشد ؟ ,

دسته بندي : شیطان و جبهه باطل موضوعات متفرقه دینی و مذهبی-
چهارشنبه 04 فروردين 1395 | 20:43

استاد دارستانی درباره پدر و مادر ویژه
نويسنده : سید ابوالفضل

سلام وعرض ادب و احترام خدمت همه بزرگواران التماس دعا دارم ازهمه فایلی که دراینجا اپلود شده سخنرانی ویرایش شده استاد دارستانی درباره پدر و مادر هست که ویژه میباشد.

بازم 
التماس دعا دارم ازهمه


OSTAD DARESTANI.wma , 2.16 مگابایت



برچسب ها : استاد دارستانی درباره پدر و مادر , استاد دارستانی , پدر و مادر , استاد دارستانی درباره پدر و مادر ویژه , یا حسین شهید ,

دسته بندي : سخنرانی سخنرانی ویرایش شده شیطان و جبهه باطل موضوعات متفرقه دینی و مذهبی-
یکشنبه 02 اسفند 1394 | 17:33

امام حسين عليه السلام روزى از رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلم پرسيد:
نويسنده : سید ابوالفضل

امام حسين عليه السلام روزى از رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلم پرسيد:

اى پدر! پاداش كسى كه شما را زيارت كند چيست؟

رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود:

فرزند عزيزم! كسى كه مرا چه در حال حياتم و چه بعد از وفاتم زيارت كند، يا پدر و يا برادر و يا تو را زيارت كند، بر من واجب است كه در روز قيامت به ديدار او بروم، و او را از گناهانش آسوده كنم

 

mگلچين صدوق، ج‏1، ص: 88



برچسب ها : امام حسين عليه السلام روزى از رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلم پرسيد: ,

دسته بندي : احادیث حضرت محمد(ص) امام حسین ع شیطان و جبهه باطل موضوعات متفرقه دینی و مذهبی-
چهارشنبه 28 بهمن 1394 | 18:5

حدثنا بن عیینة عن عمرو عن محمد بن علی قال قال رسول الله صلى الله علیه وسلم إنما فاطمة بضعة منی فمن أغ
نويسنده : سید ابوالفضل

حدثنا بن عیینة عن عمرو عن محمد بن علی قال قال رسول الله صلى الله علیه وسلم إنما فاطمة بضعة منی فمن أغضبها أغضبنی.

إبن أبی شیبة الکوفی، ابوبکر عبد الله بن محمد (متوفاى235 هـ)، الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار، ج 6، ص388، تحقیق: کمال یوسف الحوت، ناشر: مکتبة الرشد - الریاض، الطبعة: الأولى، 1409هـ.



برچسب ها : حدثنا بن عیینة عن عمرو عن محمد بن علی قال قال رسول الله صلى الله علیه وسلم إنما فاطمة بضعة منی فمن أغضبها أغضبن , إبن أبی شیبة الکوفی، ابوبکر عبد الله بن محمد (متوفاى235 هـ)، الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار، ج 6، ص388، تحقیق: ک ,

دسته بندي : شیطان و جبهه باطل موضوعات متفرقه دینی و مذهبی-
پنجشنبه 22 بهمن 1394 | 7:3

به نام خداوند بخشنده مهربون-سید احمد دارستانی ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــ
نويسنده : سید ابوالفضل

 به نام خداوند بخشنده مهربون-سید احمد دارستانی ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــ هر کس این پست را میبیند دانلود بکند  منبع: http://www.shahrequran.i

 

jpg

http://www.shahrequran.ir/attachments/3049d1453188709-wma

 



برچسب ها : به نام خداوند بخشنده مهربون-سید احمد دارستانی , سید احمد دارستانی , استاد دارستانی , ویرایش شده دارستانی , به نام خداوند بخشنده مهربون , سخنرانی استاد دارستانی , سخنرانی دارستانی , سخنرانی سید احمد دارستانی ,

دسته بندي : یا حسین شهید حرم رویایی امام حسین سخنرانی سخنرانی ویرایش شده شیطان و جبهه باطل موضوعات متفرقه دینی و مذهبی-
سه شنبه 29 دي 1394 | 11:6

خطبه مشهور امام سجاد (ع) در مجلس یزید: من فرزند مكه و منايم، من فرزند زمزم و صفايم
نويسنده : سید ابوالفضل

خطبه مشهور امام سجاد (ع) در مجلس یزید: من فرزند مكه و منايم، من فرزند زمزم و صفايم

حضرت على بن الحسين عليه السلام از يزيد درخواست نمود كه در روز جمعه به او اجازه دهد در مسجد خطبه بخواند، يزيد رخصت داد؛ چون روز جمعه فرا رسيد يزيد يكى از خطباى مزدور خود را به منبر فرستاد و دستور داد هر چه تواند به على و حسين عليهما السلام اهانت نمايد و در ستايش شيخين و يزيد سخن براند، و آن خطيب چنين كرد.

امام سجاد عليه السلام از يزيد خواست تا به وعده خود وفا نموده و به او رخصت دهد تا خطبه بخواند، يزيد از وعده‏اى كه به امام عليه السلام داده بود پشيمان شد و قبول نكرد .

معاويه پسر يزيد به پدرش گفت: خطبه اين مرد چه تأثيرى دارد؟ بگذار تا هر چه مى‏خواهد، بگويد.

يزيد گفت: شما قابليتهاى اين خاندان را نمى‏دانيد، آنان علم و فصاحت را از هم به ارث مى‏برند، از آن مى‏ترسم كه خطبه او در شهر فتنه بر انگيزد و وبال آن گريبانگير ما گردد (1) .

به همين جهت يزيد از قبول اين پيشنهاد سرباز زد و مردم از يزيد مصرانه خواستند تا امام سجاد عليه السلام نيز به منبر رود.

يزيد گفت: اگر او به منبر رود، فرود نخواهد آمد مگر اينكه من و خاندان ابوسفيان را رسوا كرده باشد!

به يزيد گفته شد: اين نوجوان چه تواند كرد؟ !

يزيد گفت: او از خاندانى است كه در كودكى كامشان را با علم برداشته‏اند.

بالاخره در اثر پافشارى شاميان، يزيد موافقت كرد كه امام به منبر رود.

 

آنگاه حضرت سجاد عليه السلام به منبر رفته و پس از حمد و ثناى الهى خطبه‏اى ايراد كرد كه همه مردم گريستند و بيقرار شدند.فرمود:

 

ايها الناس! اعطينا ستا و فضلنا بسبع: اعطينا العلم و الحلم و السماحة والفصاحة و الشجاعة و المحبة في قلوب المؤمنين، و فضلنا بان منا النبي المختار محمدا و منا الصديق و منا الطيار و منا اسد الله و اسد رسوله و منا سبطا هذه الامة.من عرفني فقد عرفني و من لم يعرفني انبأته بحسبي و نسبي.

 

ايها الناس! انا ابن مكة و منى، انا ابن زمزم و الصفا، انا ابن من حمل الركن باطراف الردا، انا ابن خير من ائتزر و ارتدى، انا ابن خير من انتعل و احتفى، انا ابن خير من طاف وسعى، انا ابن خير من حج ولبى، انا ابن خير من حمل على البراق في الهواء، انا ابن من اسري به من المسجد الحرام الى المسجد الاقصى، انا ابن من بلغ به جبرئيل الى سدرة المنتهى، انا ابن من دنا فتدلى فكان قاب قوسين او ادنى، انا ابن من صلى بملائكة السماء، انا ابن من اوحى اليه الجليل ما اوحى، انا ابن محمد المصطفى، انا ابن علي المرتضى، انا ابن من ضرب خراطيم الخلق حتى قالوا: لا اله الا الله.

 

انا ابن من ضرب بين يدي رسول الله بسيفين و طعن برمحين و هاجر الهجرتين و بايع البيعتين و قاتل ببدر و حنين و لم يكفر بالله طرفة عين، انا ابن صالح المؤمنين و وارث النبيين و قامع الملحدين و يعسوب المسلمين و نور المجاهدين و زين العابدين و تاج البكائين و اصبر الصابرين و افضل القائمين من آل ياسين رسول رب العالمين، انا ابن المؤيد بجبرئيل، المنصور بميكائيل.

 

انا ابن المحامي عن حرم المسلمين و قاتل المارقين و الناكثين و القاسطين و المجاهد اعداءه الناصبين، و افخر من مشى من قريش اجمعين، و اول من اجاب و استجاب لله و لرسوله من المؤمنين، و اول السابقين، و قاصم المعتدين و مبيد المشركين، و سهم من مرامى الله على المنافقين، و لسان حكمة العابدين و ناصر دين الله و ولى امر الله و بستان حكمة الله و عيبة علمه، سمح، سخي، بهى، بهلول، زكي، ابطحي، رضي، مقدام، همام، صابر، صوام، مهذب، قوام، قاطع الاصلاب و مفرق الاحزاب، اربطهم عناناو اثبتهم جنانا، و امضاهم عزيمة و اشدهم شكيمة، اسد باسل، يطحنهم في الحروب اذا ازدلفت الاسنة و قربت الاعنة طحن الرحى، و يذرؤهم فيها ذرو الريح الهشيم، ليث الحجاز و كبش العراق، مكي مدني خيفي عقبي بدري احدي شجري مهاجري . من العرب سيدها، و من الوغى ليثها، وارث المشعرين و ابو السبطين: الحسن و الحسين، ذاك جدي علي بن ابى طالب.

 

اى مردم! خداوند به ما شش خصلت عطا فرموده و ما را به هفت ويژگى بر ديگران فضيلت بخشيده است، به ما ارزانى داشت علم، بردبارى، سخاوت، فصاحت، شجاعت و محبت در قلوب مؤمنين را، و ما را بر ديگران برترى داد به اينكه پيامبر بزرگ اسلام، صديق (امير المؤمنين على عليه السلام)، جعفر طيار، شير خدا و شير رسول خدا صلى الله عليه و آله (حمزه)، و امام حسن و امام حسين عليه السلام دو فرزند بزرگوار رسول اكرم صلى الله عليه و آله را از ما قرار داد (2) . (با اين معرفى كوتاه) هر كس مرا شناخت كه شناخت، و براى آنان كه مرا نشناختند با معرفى پدران و خاندانم خود را به آنان مى‏شناسانم.

 

اى مردم! من فرزند مكه و منايم، من فرزند زمزم و صفايم، من فرزند كسى هستم كه حجر الاسود را با رداى خود حمل و در جاى خود نصب فرمود، من فرزند بهترين طواف و سعى كنندگانم، من فرزند بهترين حج كنندگان و تلبيه گويان هستم، من فرزند آنم كه بر براق سوار شد، من فرزند پيامبرى هستم كه در يك شب از مسجد الحرام به مسجد الاقصى سير كرد، من فرزند آنم كه جبرئيل او را به سدرة المنتهى برد و به مقام قرب ربوبى و نزديكترين جايگاه‏مقام بارى تعالى رسيد، من فرزند آنم كه با ملائكه آسمان نماز گزارد، من فرزند آن پيامبرم كه پروردگار بزرگ به او وحى كرد، من فرزند محمد مصطفى و على مرتضايم، من فرزند كسى هستم كه بينى گردنكشان را به خاك ماليد تا به كلمه توحيد اقرار كردند.

 

من پسر آن كسى هستم كه برابر پيامبر با دو شمشير و با دو نيزه مى‏رزميد، و دو بار هجرت و دو بار بيعت كرد، و در بدر و حنين با كافران جنگيد، و به اندازه چشم بر هم زدنى به خدا كفر نورزيد، من فرزند صالح مؤمنان و وارث انبيا و از بين برنده مشركان و امير مسلمانان و فروغ جهادگران و زينت عبادت كنندگان و افتخار گريه كنندگانم، من فرزند بردبارترين بردباران و افضل نمازگزاران از اهل بيت پيامبر هستم، من پسر آنم كه جبرئيل او را تأييد و ميكائيل او را يارى كرد، من فرزند آنم كه از حرم مسلمانان حمايت فرمود و با مارقين و ناكثين و قاسطين جنگيد و با دشمنانش مبارزه كرد، من فرزند بهترين قريشم، من پسر اولين كسى هستم از مؤمنين كه دعوت خدا و پيامبر را پذيرفت، من پسر اول سبقت گيرنده‏اى در ايمان و شكننده كمر متجاوزان و از ميان برنده مشركانم، من فرزند آنم كه به مثابه تيرى از تيرهاى خدا براى منافقان و زبان حكمت عباد خداوند و يارى كننده دين خدا و ولى امر او، و بوستان حكمت خدا و حامل علم الهى بود.

 

او جوانمرد، سخاوتمند، نيكوچهره، جامع خيرها، سيد، بزرگوار، ابطحى، راضى به خواست خدا، پيشگام در مشكلات، شكيبا، دائما روزه‏دار، پاكيزه از هر آلودگى و بسيار نمازگزار بود . او رشته اصلاب دشمنان خود را از هم گسيخت و شيرازه احزاب كفر را از هم پاشيد. او داراى قلبى ثابت و قوى و اراده‏اى محكم و استوار و عزمى راسخ بود وهمانند شيرى شجاع كه وقتى نيزه‏ها در جنگ به هم در مى‏آميخت آنها را همانند آسيا خرد و نرم و بسان باد آنها را پراكنده مى‏ساخت. او شير حجاز و آقا و بزرگ عراق است كه مكى و مدنى و خيفى و عقبى و بدرى و احدى و شجرى و مهاجرى (3) است، كه در همه اين صحنه‏ها حضور داشت.او سيد عرب است و شير ميدان نبرد و وارث دو مشعر (4) ، و پدر دو فرزند: حسن و حسين. آرى او، همان او (كه اين صفات و ويژگيهاى ارزنده مختص اوست) جدم على بن ابى طالب است .

 

ثم قال: انا ابن فاطمة الزهراء، انا ابن سيدة النساء.

فلم يزل يقول: انا انا، حتى ضج الناس بالبكاء و النحيب، و خشي يزيد ان يكون فتنة فأمر المؤذن فقطع الكلام، فلما قال المؤذن: الله اكبر الله اكبر، قال علي: لا شي‏ء اكبر من الله، فلما قال المؤذن: اشهد ان لا اله الا الله، قال علي بن الحسين: شهد بها شعري و بشري و لحمي و دمي، فلما قال المؤذن: اشهد ان محمدا رسول الله، التفت من فوق المنبر الى يزيد فقال: محمد هذا جدي ام جدك يا يزيد؟ فان زعمت انه جدك فقد كذبت و كفرت و ان زعمت انه جدي فلم قتلت عترته؟

 

آنگاه گفت: من فرزند فاطمه زهرا بانوى بانوان جهانم.و آنقدر به اين حماسه مفاخره آميز ادامه داد كه شيون مردم به گريه بلند شد! يزيد بيمناك شد و براى آنكه مبادا انقلابى صورت پذيرد به مؤذن دستور داد تا اذان گويد تا بلكه امام سجاد عليه السلام را به اين نيرنگ ساكت كند! ! مؤذن برخاست و اذان را آغاز كرد، همين كه گفت: الله اكبر، امام سجاد عليه السلام فرمود : چيزى بزرگتر از خداوند وجود ندارد. و چون گفت: اشهد ان لا اله الا الله، امام عليه السلام فرمود: موى و پوست و گوشت و خونم به يكتائى خدا گواهى مى‏دهد. و هنگامى كه گفت: اشهد ان محمدا رسول الله، امام عليه السلام به جانب يزيد روى كرد و فرمود: اين محمد كه نامش برده شد، آيا جد من است و يا جد تو؟ ! اگر ادعا كنى كه جد توست پس دروغ گفتى و كافر شدى، و اگر جد من است چرا خاندان او را كشتى و آنان را از دم شمشير گذراندى؟ ! سپس مؤذن بقيه اذان را گفت و يزيد پيش آمد و نماز ظهر را گزارد (5) .

 

در نقل ديگرى آمده است كه: چون مؤذن گفت: اشهد ان محمدا رسول الله، امام سجاد عليه السلام عمامه خويش از سر برگرفت و به مؤذن گفت: تو را بحق اين محمد كه لحظه‏اى درنگ كن، آنگاه روى به يزيد كرد و گفت: اى يزيد! اين پيغمبر، جد من است و يا جد تو؟ اگر گويى جد من است، همه مى‏دانند كه دروغ مى‏گوئى، و اگر جد من است پس چرا پدر مرا از روى ستم كشتى و مال او را تاراج كردى و اهل بيت او را به اسارت گرفتى؟ ! اين جملات را گفت و دست برد و گريبان چاك زد و گريست و گفت: بخدا سوگند اگر در جهان كسى باشد كه جدش رسول خداست، آن منم، پس چرا اين مرد، پدرم را كشت و ما را مانند روميان اسير كرد؟ ! آنگاه فرمود : اى يزيد! اين جنايت را مرتكب شدى و باز مى‏گويى: محمد رسول خداست؟ ! و روى به قبله‏مى‏ايستى؟ ! واى بر تو! در روز قيامت جد و پدر من در آن روز دشمن تو هستند. پس يزيد فرياد زد كه مؤذن اقامه بگويد! در ميان مردم هياهويى برخاست، بعضى نماز گزاردند و گروهى نماز نخوانده پراكنده شدند (6) .

 

و در نقل ديگرى آمده است كه امام سجاد عليه السلام فرمود:

 

انا ابن الحسين القتيل بكربلا، انا ابن على المرتضى، انا ابن محمد المصطفى، انا ابن فاطمة الزهراء، انا ابن خديجة الكبرى، انا ابن سدرة المنتهى، انا ابن شجرة طوبى، انا ابن المرمل بالدماء، انا ابن من بكى عليه الجن في الظلماء، انا ابن من ناح عليه الطيور في الهواء (7) .

 

من فرزند حسين شهيد كربلايم، من فرزند على مرتضى و فرزند محمد مصطفى و پسر فاطمه زهرايم، و فرزند خديجه كبرايم، من فرزند سدرة المنتهى و شجره طوبايم، من فرزند آنم كه در خون آغشته شد، و پسر آنم كه پريان در ماتم او گريستند، و من فرزند آنم كه پرندگان در ماتم او شيون كردند.

 

بازتاب خطبه امام سجاد عليه السلام

هنگامى كه امام سجاد عليه السلام آن خطبه رسا را ايراد فرمود، مردم حاضر در مسجد را سخت تحت تأثير قرار داد و انگيزه بيدارى را در آنان برانگيخت و به آنان جرأت و جسارت بخشيد.يكى از علماى بزرگ يهود كه در مجلس يزيد حضور داشت، از يزيد پرسيد: اين نوجوان كيست؟ !

يزيد گفت: على بن الحسين است.سؤال كرد: حسين كيست؟

يزيد گفت: فرزند على بن ابى طالب است.

باز پرسيد: مادر او كيست؟

يزيد گفت: دختر محمد.

يهودى گفت: سبحان الله! ! اين فرزند دختر پيامبر شماست كه او را كشته‏ايد؟ ! شما چه جانشين بدى براى فرزندان رسول خدا بوديد؟ ! بخدا سوگند كه اگر پيامبر ما موسى بن عمران در ميان ما فرزندى مى‏گذاشت، ما گمان مى‏كرديم كه او را تا سر حد پرستش بايد احترام كنيم، و شما ديروز پيامبرتان از دنيا رفت و امروز بر فرزند او شوريده و او را از دم شمشير خود گذرانديد؟ ! واى بر شما امت! !

يزيد در خشم شد و فرمان داد تا او را بزنند، آن عالم بزرگ يهودى بپاى خاست در حالى كه مى‏گفت: اگر مى‏خواهيد مرا بكشيد، باكى ندارم! من در تورات يافته‏ام كسى كه فرزند پيامبر را مى‏كشد او هميشه ملعون خواهد بود و جايگاه او در آتش جهنم است (8) .

سپس يزيد دستور داد تا سر مقدس امام حسين عليه السلام را بر سر درب كاخ خود بياويزند .

هند ـ دختر عبد الله بن عامر ـ همسر يزيد، چون شنيد كه يزيد سر امام حسين عليه السلام را بر سر در خانه‏اش آويخته است، پرده‏اى كه يزيد را از حرمسراى او جدا مى‏كرد، پاره كرد و بدون روسرى بسوى يزيد دويد، در آن هنگام يزيد در مجلس عمومى نشسته بود، هند به يزيد گفت: اى يزيد! سر فرزند فاطمه دختر رسول خدا بايد بر سر در خانه من آويخته شود؟ ! يزيد از جاى خود برخاست و او را پوشاند و گفت: آرى براى حسين ناله كن! و بر فرزند دختر پيامبر اشك بريز! كه همه قبيله قريش بر اوگريه مى‏كنند! عبيد الله بن زياد در كشتن او شتاب كرد كه خدا او را بكشد! (9)

 

پى‏نوشت‏ها:

1.نفس المهموم .450

2.در اين خطبه آمده كه هفت عامل برترى به اهل بيت داده شده، ولى شش خصلت بيشتر ذكر نگرديده است.در نقل كامل بهائى آمده است كه خصلت هفتم: "و المهدي الذي يقتل الدجال""و مهدى كه دجال را مى‏كشد، از ماست" . (نفس المهموم 450) .

3.از شجره رسالت و در بيعت شجره شركت كرد، و از مكه به مدينه هجرت نمود.

4.ممكن است مراد از دو مشعر، دو بهشت باشد زيرا مشعر به موضعى گفته مى‏شود كه داراى درخت زيادى باشد، بنابر اين مراد "وارث دو بهشت است" ، و در آيه مباركه آمده است

"و لمن خاف مقام ربه جنتان"

؛ و ممكن است مراد از مشعر، مزدلفه باشد و آن جايى است كه حاجيان شب دهم تا طلوع آفتاب روز دهم ذيحجه در آنجا وقوف مى‏كنند و اين موقف از جمله مكانهاى حرم است، و در اين صورت مراد از دو مشعر، مزدلفه و عرفات باشد.

5.بحار الانوار 45/137؛ الاحتجاج 2/132 به اختصار نقل كرده است.

6.نفس المهموم .451

7.نفس المهموم .451

8.حياة الامام الحسين 3/ .395

9.بحار الانوار 45/ .142

 

اينگونه امور باعث گرديد كه يزيد از آن غرور و شادى كه در آغاز كار داشت و بر لبان مبارك امام چوب مى‏زد و شعر مى‏خواند دست بردارد و با نسبت دادن قتل امام حسين عليه السلام به عبيد الله بن زياد خود را تبرئه كند! هم در كتاب تذكره سبط ابن جوزى و هم در كامل ابن اثير نقل شده است كه: چون سر امام را به شام آوردند، نخست يزيد شاد شد و از كار ابن زياد اظهار خشنودى نمود و براى ابن زياد جوايز و هدايايى فرستاد، اندكى كه از ماجرا گذشت، نفرت و خشم مردم را از اين عمل زشت احساس كرد و ديد كه مردم به او دشنام مى‏دهند، از كرده و گفته خود پشيمان شد و مى‏گفت: خداوند پسر مرجانه را لعنت كند كه كار را آنچنان بر حسين سخت گرفت كه راه مرگ را آسانتر شمرد و شهيد گرديد! و مى‏گفت: مگر در ميان من و ابن زياد چه بود كه مرا چنين مورد خشم مردم قرار داد و تخم دشمنى مرا در دل نيكوكار و بزهكار كاشت؟ ! (قمقام زخار 577) .

 

سيوطى مى‏گويد: "فسر بقتلهم اولا ثم ندم لما مقته المسلمون على ذلك و ابغضه الناس و حق لهم ان يبغضوه!" (تاريخ الخلفاء 208) .

البته اين امر در تاريخ سابقه دارد كه اميران و فرمانروايان و پادشاهان چون عملى انجام مى‏دادند كه مردم را به خشم مى‏آورد، تلاش مى‏كردند كه براى تثبيت اقتدار خود انجام آن عمل زشت را به ديگران نسبت داده و خود را تبرئه كنند! و در همين راستا يزيد پس از خطبه عقيله زينب عليها السلام و خطبه على بن الحسين عليه السلام و اعتراض ابو برزه اسلمى و همسر خود هند دختر عبد الله بن عامر و ديگران، به ناگهان مشى سياسى خود را تغيير داد و قتل امام حسين عليه السلام را به عبيد الله بن زياد نسبت داد! و مى‏گفت: "لعن الله ابن مرجانة!" ، در حالى كه پس از ماجراى عاشورا عبيد الله بن زياد به شام آمد و يزيد به او مال فراوانى بخشيد! و در نزد خود نشانيد و او را به حرمسراى خود برده و شراب خوردند و در حال مستى مى‏گفت:

اسقني شربة تروي مشاشي*ثم مل فاسق مثلها ابن زياد

صاحب السر و الامانة عندي*و لتسديد مغنمي و جهادي

قاتل الخارجي اعني حسينا*و مبيد الاعداء و الاضداد (تذكرة سبط 146) .

طبرى مى‏گويد: "فسر بقتلهم اولا و حسنت بذلك منزلة عبيد الله عنده ثم لم يلبث الا قليلا حتى ندم على قتل الحسين" ، تا آنجا كه مى‏گويد يزيد گفت: "لعن الله ابن مرجانة! فبغضني الى المسلمين و زرع لي في قلوبهم العداوة فبغضني البر والفاجر بما استعظم الناس من قتلي حسينا!" ، از اين نقل واضح است كه تزلزل موقعيت اجتماعى و خشم مردم نسبت به او، يزيد را وادار به تغيير روش كرد. (تاريخ طبرى 5/255) .

 

منبع: شفقنا - كتاب قصه كربلا، ص 506



برچسب ها : خطبه مشهور امام سجاد (ع) در مجلس یزید: من فرزند مكه و منايم، من فرزند زمزم و صفايم ,

دسته بندي : شیطان و جبهه باطل موضوعات متفرقه دینی و مذهبی-
دوشنبه 28 دي 1394 | 14:29

خطبه على بن الحسين (عليه السلام) در شام
نويسنده : سید ابوالفضل

اين خطبه را بايد اوج موفقيت امام سجاد (عليه السلام ) در رسالت تبليغ عاشورا و تداوم خط شهيدان كربلا دانست . اگر اين خطبه ايراد نشده بود، چه بسا ماهيت نهضت حسينى براى ساليان دراز و يا براى هميشه بر اهل اسلام مخفى مى ماند .

 

در شام يزيد براى استفاده بيشتر از شهادت حسين بن على (عليه السلام ) و اسارت خاندان وى در جهت تحكيم پايه هاى حكومتش تصميم گرفت تا از سخنوران دربارش در مذمت خاندان على و توجيه فجايعى كه صورت داده بود، بهره جويد. يزيد از خطيب دربار خواست تا بر منبر رود و نقش خويش را در آن جمع حساس ايفا كند. خطيب در بلندى جاى گرفت و زبان به هتّاكى و بى حرمتى به اهل بيت گشود. امام سجاد از گستاخى و زشتگويى خطيب برآشفت و فرمود:

خداوند جايگاهت را آتش دوزخ قرار دهد.

وقتى سخنان خطيب دربار پايان يافت ، امويان خود را فاتح مى ديدند و مسايل راحل شده مى پنداشتند. اما على بن الحسين - تنها مرد جوان قافله اسيران - با اندامى كه آثار رنج و اسارت از آن پيدا بود از جاى برخاست و به يزيد گفت : خطيب شما آن چه خواست به ما نسبت داد و با مردم گفت ، آيا اجازه مى دهى من هم با مردم سخن بگويم ؟

يزيد رضايت نمى داد، اما اطرافيان و حاضران مجلس و يكى از فرزندان خليفه اصرار ورزيدند تا يزيد پيشنهاد على بن الحسين (عليه السلام ) را پذيرد. زيرا در وضع و حال او نمى ديدند كه بتواند سخنى هم پاى سخنور گزيده دربار بگويد!

يزيد ناگزير اجازه داد. امام سجاد (عليه السلام ) از پلكان منبر بالا رفت . در برابر چشمان مردم قرار گرفت وآنچه تا آن روز بر مردم شام پوشيده مانده بود، افشا شد.

 

___________________________________________________________________

خطبه على بن الحسين (عليه السلام) در شام

ادامه مطلب



برچسب ها : خطبه على بن الحسين (عليه السلام) در شام ,

دسته بندي : شیطان و جبهه باطل موضوعات متفرقه دینی و مذهبی-
دوشنبه 28 دي 1394 | 14:14 ادامه

السلام علیک یا ابا عبد الله الحسیــــــــــــــــــــ ــــــــــــــن-هر روز
نويسنده : سید ابوالفضل

2

حدیث از امام صادق علیه السلام است. حدّثنی محمدُ بن جعفر الرَزّاز الکوفی، عن محمدبن الحسین، عن الخشّاب، عن علی بن حسّان، عن عبدالرحمن بن کثیر، عن داود رقّی؛ قال: کنتُ عندَ ابی عبدالله (علیه السلام) إذ استسقی الماء، فلما شربه، رأیته؛ قد استعبر واغْرَ و رَقت عیناه بِدُمُوعِهِ

داود رقّی می‌گوید: من محضر امام صادق علیه‌السلام مشرف بودم. حضرت، آب طلب کردند و همین که آب را نوشیدند دیدم امام منقلب شد و حالت گریه پیدا کرد و دو چشم مبارکش پر از اشک شد.

ثمّ قال لی: یا داود"لعنَ اللهُ قاتلَ الحسین"

سپس به من فرمودند: ای داوود خدا لعنت کند قاتل حسین را.

فَما من عبدٍ شرِبَ الماءَ، فَذکرَ الحسین (علیه‌السلام) و لَعَنَ قاتلَه الّا کتب الله له مائة الف حسنة و حطّ عنه مائة الف سیئة و رفع له مائة الف درجة و کانّما أعتق مائة الف نسمة و حشره الله تعالی یوم القیامة ثلج الفؤاد

بنده‌ای نیست که آب بنوشد و حسین علیه‌السلام را یاد نموده و قاتلش را لعنت کند مگر اینکه خدا صدهزار حسنه برایش می‌نویسد و صدهزار گناه از سیئات او را پاک می‌کند و او را صد هزار درجه معنوی بالا می‌برد و با این عمل گویی او صد هزار برده را آزاد کرده و خدای متعال روز قیامت او را با دلی شاد و آرام (در آن محشر سوزان با دلی بسیار خُنک - ثلج الفؤاد - و نه جگری تفدیده) محشور می‌کند.

شاید اینها همه از اجابت دعای مادرش باشد.

صلی الله علیک یا اباعبدالله»



برچسب ها : صلی الله علیک یا اباعبدالله» , صد هزار درجه معنوی بالا , لعنت کند قاتل حسین را. , من محضر امام صادق علیه‌السلام , حدیث از امام صادق علیه السلام , السلام علیک یا ابا عبد الله الحسیــــــــــــــــــــ ــــــــــــــن ,

دسته بندي : امام جعفر صادق ع موضوعات متفرقه دینی و مذهبی-
دوشنبه 28 دي 1394 | 9:16

ازحرمله نخواهم ترسید
نويسنده : سید ابوالفضل

گُلِ سر نیست ولی موی سرم هست هنوز

تـن مـن آب شــد امـا اثـرم هـســـت هـنــوز

 

جای سیلی ز روی گونه من پاک نشد!

رد شلاق بـه روی کمرم هسـت هنـوز

 

می تـوانـم بــه خــدا بــا تـو بـیـایـم بـابـا

جان زهرا کمی از بال و پرم هست هنوز

 

گفتم ای دختر شامی برو و طعنه نزن

سایه رحمت بابا به سرم هست هنوز

 

منکه از حـرمـلـه و زجر نخواهـم ترـسید

دختر فاطمه هستم جگرم هست هنوز

 

گـفـت کـه می زنـمـت اسـم پـدر را بـبـری

گفتم ای زجر بزن چون سپرم هست هنوز

 

هـمـه دم نـاز کشـید و بـه دلم تـسـکـیـن داد

جای شکر است که عمه به برم هست هنوز

 

بـا زمین خوردن من دیده خود می بـنـدد

شرم در چهره ساقی حرم هست هنوز

 

خاطرت هست که قنداق علی خونی بود؟

همـه خـاطـره هـا در نـظـرم هـسـت هـنوز

 

غـصـــه مـعـجر مـن را نـخـوری بـابـا جـان

پاره شد معجرم اما به سرم هست هنوز



برچسب ها : ازحرمله نخواهم ترسید ,

دسته بندي : شیطان و جبهه باطل موضوعات متفرقه دینی و مذهبی-
دوشنبه 28 دي 1394 | 8:56

یا فاطمه الزهرا
نويسنده : سید ابوالفضل
دوشنبه 28 دي 1394 | 8:56

میگن هر موقع آب می نوشی بگو "یا حسین"
نويسنده : سید ابوالفضل

میگن هر موقع آب می نوشی بگو "یا حسین"

این روزها وقتی آب می بینی و نمی نوشی آروم بگو "یا ابالفضل"

[ جمعه سوم آبان 1392 ] [ 20:55 ] [ خادم الزهرا ] [ 1 نظر ]


برچسب ها : میگن هر موقع آب می نوشی بگو "یا حسین" ,

دسته بندي : شیطان و جبهه باطل موضوعات متفرقه دینی و مذهبی-
دوشنبه 28 دي 1394 | 8:50

خدایا به حق محمد و آل محمد (ص)محبت اهل بیت را در دل ما افزون بفرما آمین
نويسنده : سید ابوالفضل

 

 

 

خدایا به حق محمد و آل محمد (ص)محبت اهل بیت را در دل ما افزون بفرما آمین


شهادت امام رضا ع تسلیت

 

 



برچسب ها : خدایا به حق محمد و آل محمد (ص)محبت اهل بیت را در دل ما افزون بفرما آمین ,

دسته بندي : احادیث امام رضا ع شیطان و جبهه باطل موضوعات متفرقه دینی و مذهبی-
شنبه 21 آذر 1394 | 8:38

﴿ سورة الواقعة - سورة ٥٦ - تعداد آیات ٩٦ ﴾
نويسنده : سید ابوالفضل

﴿ سورة الواقعة - سورة ٥٦ - تعداد آیات ٩٦

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ ﴿١﴾ لَیْسَ لِوَقْعَتِهَا کَاذِبَةٌ ﴿٢﴾ خَافِضَةٌ رَافِعَةٌ ﴿٣﴾ إِذَا رُجَّتِ الأرْضُ رَجًّا ﴿٤﴾ وَبُسَّتِ الْجِبَالُ بَسًّا ﴿٥﴾ فَکَانَتْ هَبَاءً مُنْبَثًّا ﴿٦﴾ وَکُنْتُمْ أَزْوَاجًا ثَلاثَةً ﴿٧﴾ فَأَصْحَابُ الْمَیْمَنَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَیْمَنَةِ ﴿٨﴾ وَأَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ ﴿٩﴾ وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ ﴿١٠﴾ أُولَئِکَ الْمُقَرَّبُونَ ﴿١١﴾ فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ ﴿١٢﴾ ثُلَّةٌ مِنَ الأوَّلِینَ ﴿١٣﴾ وَقَلِیلٌ مِنَ الآخِرِینَ ﴿١٤﴾ عَلَى سُرُرٍ مَوْضُونَةٍ ﴿١٥﴾ مُتَّکِئِینَ عَلَیْهَا مُتَقَابِلِینَ ﴿١٦﴾ یَطُوفُ عَلَیْهِمْ وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ ﴿١٧﴾ بِأَکْوَابٍ وَأَبَارِیقَ وَکَأْسٍ مِنْ مَعِینٍ ﴿١٨﴾ لا یُصَدَّعُونَ عَنْهَا وَلا یُنْزِفُونَ ﴿١٩﴾ وَفَاکِهَةٍ مِمَّا یَتَخَیَّرُونَ ﴿٢٠﴾ وَلَحْمِ طَیْرٍ مِمَّا یَشْتَهُونَ ﴿٢١﴾ وَحُورٌ عِینٌ ﴿٢٢﴾ کَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَکْنُونِ ﴿٢٣﴾ جَزَاءً بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ ﴿٢٤﴾ لا یَسْمَعُونَ فِیهَا لَغْوًا وَلا تَأْثِیمًا ﴿٢٥﴾ إِلا قِیلا سَلامًا سَلامًا ﴿٢٦﴾ وَأَصْحَابُ الْیَمِینِ مَا أَصْحَابُ الْیَمِینِ ﴿٢٧﴾ فِی سِدْرٍ مَخْضُودٍ ﴿٢٨﴾ وَطَلْحٍ مَنْضُودٍ ﴿٢٩﴾ وَظِلٍّ مَمْدُودٍ ﴿٣٠﴾ وَمَاءٍ مَسْکُوبٍ ﴿٣١﴾ وَفَاکِهَةٍ کَثِیرَةٍ ﴿٣٢﴾ لا مَقْطُوعَةٍ وَلا مَمْنُوعَةٍ ﴿٣٣﴾ وَفُرُشٍ مَرْفُوعَةٍ ﴿٣٤﴾ إِنَّا أَنْشَأْنَاهُنَّ إِنْشَاءً ﴿٣٥﴾ فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْکَارًا ﴿٣٦﴾ عُرُبًا أَتْرَابًا ﴿٣٧﴾ لأصْحَابِ الْیَمِینِ ﴿٣٨﴾ ثُلَّةٌ مِنَ الأوَّلِینَ ﴿٣٩﴾ وَثُلَّةٌ مِنَ الآخِرِینَ ﴿٤٠﴾ وَأَصْحَابُ الشِّمَالِ مَا أَصْحَابُ الشِّمَالِ ﴿٤١﴾ فِی سَمُومٍ وَحَمِیمٍ ﴿٤٢﴾ وَظِلٍّ مِنْ یَحْمُومٍ ﴿٤٣﴾ لا بَارِدٍ وَلا کَرِیمٍ ﴿٤٤﴾ إِنَّهُمْ کَانُوا قَبْلَ ذَلِکَ مُتْرَفِینَ ﴿٤٥﴾ وَکَانُوا یُصِرُّونَ عَلَى الْحِنْثِ الْعَظِیمِ ﴿٤٦﴾ وَکَانُوا یَقُولُونَ أَئِذَا مِتْنَا وَکُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَئِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ﴿٤٧﴾ أَوَآبَاؤُنَا الأوَّلُونَ ﴿٤٨﴾ قُلْ إِنَّ الأوَّلِینَ وَالآخِرِینَ ﴿٤٩﴾ لَمَجْمُوعُونَ إِلَى مِیقَاتِ یَوْمٍ مَعْلُومٍ ﴿٥٠﴾ ثُمَّ إِنَّکُمْ أَیُّهَا الضَّالُّونَ الْمُکَذِّبُونَ ﴿٥١﴾ لآکِلُونَ مِنْ شَجَرٍ مِنْ زَقُّومٍ ﴿٥٢﴾ فَمَالِئُونَ مِنْهَا الْبُطُونَ ﴿٥٣﴾ فَشَارِبُونَ عَلَیْهِ مِنَ الْحَمِیمِ ﴿٥٤﴾ فَشَارِبُونَ شُرْبَ الْهِیمِ ﴿٥٥﴾ هَذَا نُزُلُهُمْ یَوْمَ الدِّینِ ﴿٥٦﴾ نَحْنُ خَلَقْنَاکُمْ فَلَوْلا تُصَدِّقُونَ ﴿٥٧﴾ أَفَرَأَیْتُمْ مَا تُمْنُونَ ﴿٥٨﴾ أَأَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخَالِقُونَ ﴿٥٩﴾ نَحْنُ قَدَّرْنَا بَیْنَکُمُ الْمَوْتَ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِینَ ﴿٦٠﴾ عَلَى أَنْ نُبَدِّلَ أَمْثَالَکُمْ وَنُنْشِئَکُمْ فِی مَا لا تَعْلَمُونَ ﴿٦١﴾ وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الأولَى فَلَوْلا تَذَکَّرُونَ ﴿٦٢﴾ أَفَرَأَیْتُمْ مَا تَحْرُثُونَ ﴿٦٣﴾ أَأَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ ﴿٦٤﴾ لَوْ نَشَاءُ لَجَعَلْنَاهُ حُطَامًا فَظَلْتُمْ تَفَکَّهُونَ ﴿٦٥﴾ إِنَّا لَمُغْرَمُونَ ﴿٦٦﴾ بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ ﴿٦٧﴾ أَفَرَأَیْتُمُ الْمَاءَ الَّذِی تَشْرَبُونَ ﴿٦٨﴾ أَأَنْتُمْ أَنْزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنْزِلُونَ ﴿٦٩﴾ لَوْ نَشَاءُ جَعَلْنَاهُ أُجَاجًا فَلَوْلا تَشْکُرُونَ ﴿٧٠﴾ أَفَرَأَیْتُمُ النَّارَ الَّتِی تُورُونَ ﴿٧١﴾ أَأَنْتُمْ أَنْشَأْتُمْ شَجَرَتَهَا أَمْ نَحْنُ الْمُنْشِئُونَ ﴿٧٢﴾ نَحْنُ جَعَلْنَاهَا تَذْکِرَةً وَمَتَاعًا لِلْمُقْوِینَ ﴿٧٣﴾ فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ الْعَظِیمِ ﴿٧٤﴾ فَلا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ ﴿٧٥﴾ وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِیمٌ ﴿٧٦﴾ إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ ﴿٧٧﴾ فِی کِتَابٍ مَکْنُونٍ ﴿٧٨﴾ لا یَمَسُّهُ إِلا الْمُطَهَّرُونَ ﴿٧٩﴾ تَنْزِیلٌ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿٨٠﴾ أَفَبِهَذَا الْحَدِیثِ أَنْتُمْ مُدْهِنُونَ ﴿٨١﴾ وَتَجْعَلُونَ رِزْقَکُمْ أَنَّکُمْ تُکَذِّبُونَ ﴿٨٢﴾ فَلَوْلا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ ﴿٨٣﴾ وَأَنْتُمْ حِینَئِذٍ تَنْظُرُونَ ﴿٨٤﴾ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْکُمْ وَلَکِنْ لا تُبْصِرُونَ ﴿٨٥﴾ فَلَوْلا إِنْ کُنْتُمْ غَیْرَ مَدِینِینَ ﴿٨٦﴾ تَرْجِعُونَهَا إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ ﴿٨٧﴾ فَأَمَّا إِنْ کَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ ﴿٨٨﴾ فَرَوْحٌ وَرَیْحَانٌ وَجَنَّةُ نَعِیمٍ ﴿٨٩﴾ وَأَمَّا إِنْ کَانَ مِنْ أَصْحَابِ الْیَمِینِ ﴿٩٠﴾ فَسَلامٌ لَکَ مِنْ أَصْحَابِ الْیَمِینِ ﴿٩١﴾ وَأَمَّا إِنْ کَانَ مِنَ الْمُکَذِّبِینَ الضَّالِّینَ ﴿٩٢﴾ فَنُزُلٌ مِنْ حَمِیمٍ ﴿٩٣﴾ وَتَصْلِیَةُ جَحِیمٍ ﴿٩٤﴾ إِنَّ هَذَا لَهُوَ حَقُّ الْیَقِینِ ﴿٩٥﴾ فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ الْعَظِیمِ ﴿٩٦﴾



برچسب ها : ﴿ سورة الواقعة سورة ٥٦ تعداد آیات ٩٦ ﴾ , متن سوره واقعه , سوره واقعه , سوره قران , سوره 56 , سوره الوقعه ,

دسته بندي : قران شیطان و جبهه باطل موضوعات متفرقه دینی و مذهبی-
دوشنبه 09 آذر 1394 | 17:1

دانلود سید مهدی میرداماد ویرایش شده
نويسنده : سید ابوالفضل

 http://www.shahrequran.ir/attachments/2913d1448814709-wma

محرم 86 دلم به غیر تو اُلفت به کس نمیگیرد ________________________________________________ سلام اللهم عجل لولیک الفرج فايل هاي پيوست شده فايل هاي پيوست شده نوع فایل: wma ويرايش شده مذهبي شب سوم محرم ميرداماد.wma , 1.38 مگابایت , 0 نمايش

http://s6.picofile.com/file/8225434600/431312423432.jpg



برچسب ها : دلم به غیر تو اُلفت به کس نمیگیرد , یا مهدی , مذهبی ویرایش شده , محرم ویرایش شده , فایل صوتی میکس شده , صوتی میکس شده ,

دسته بندي : سخنرانی احادیث امام حسین ع شیطان و جبهه باطل موضوعات متفرقه دینی و مذهبی-
یکشنبه 08 آذر 1394 | 20:6

کلیپ تصویری عشق و محبت التماس دعا از همه
نويسنده : سید ابوالفضل
یکشنبه 26 مهر 1394 | 23:28

در نواي زندگی سوز از حسین
نويسنده : سید ابوالفضل

 

در نواي زندگی سوز از حسین
( اهل حق حریت آموز از حسن ( 1
حضرت قیام کرد و به غیرتمندان عالم درس دینداري آموخت و ملت خفته را از خواب غفلت بیدار کرد و حکومت ضد اسلامی را
براي همیشه از پاي در آورد او قیام کرد تا ملت نگویند شراب خواري و قماري بازي در اسلام جایز است .
امام حسین بن علی علیهماالسلام قیام کرد تا نگویند انحراف از مسیر قانون اسلام در روابط خانوادگی و اجتماعی اشکالی ندارد به
دلیل این که حکومت وقت این فجایع را انجام می داد .
یزید با قمار و شراب و زنا و لواط و رقاصی خود را سرگرم و کرده است او که خود را خلیفه و زمامدار مملکت اسلامی می داند
علنا با دین و قرآن و با هدف هاي پاك حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله بازي می کند آیا جز امام حسین بن علی
علیهماالسلام کسی هست که با این سرطان مخوف پنجه نرم کند و او را از پاي در آورد .
زمامداري مانند یزید همیشه با نوازندگان ، مرغان شکاري ، سگ ها ، بوزینه ها ، پیاله می و شراب و . . . به سر می برد .

 

اخلاق و روش یزید
عقاد می گوید : یزید جوان بد خوبی بود که شب و روزش را در میکساري ، و تار زدن می گذارد ، و از مجلس زنان و ندیمانش
( بر نمی خاست مگر براي شکار و هفته اي را در شکار بی اطلاع از جریان امور کشور می گذارند . ( 2
هم او می گوید : علاقه شدید یزید به شعر او را به میگساري و معاشرت با شاعران و ندیمان راغب کرده بود و میل مفرط او به
شکار او را از رسیدگی به امور ملک و سیاست باز می داشت توجه او به تربیت یوزها و بوزینگان او را هم ردیف صاحبان یوز و
بوزینه قرار داد .
یزید یوزینه اي داشت که آن را ابوقیس می خواند ، لباس حریر به او می پوشاند و آن را با طلا و نقره زینت می کرد ، و در مجالس
شراب حاضر می ساخت و در مسابقات اسب دوانی بر الاغی سوارش می کرد ، و تحریص می نمود تا مسابقه را از اسب ها ببرد .
( 3)

یزید حتی در مدینه رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز از میگساري و گناه خودداري نمی کرد . ( 4 )
لازم است یکی از جنایات یزید کافر را به عنوان نمونه در این جا بیاوریم ، غارتگران یزید در مدینه جنایات بزرگی انجام دادند
شمار زنانی که از زنا حمل برداشتند ، به روایت مدائنی هزار و به روایت دیگر به ده هزار رسید یکی از سربازان یزید وارد خانه اي
شد که در آن زنی از نصاري نوزادي در بغل داشت سرباز اثاث خانه را خواست .
زن گفت : به خدا چیزي باقی نگذارده اند و هر چه بوده به غارت برده اند .
سرباز گفت : باید به من چیزي بدهی و گرنه خودت و این کودك را می کشم . زن گفت : واي بر تو ، این پسر ابن ابی کبشه
انصاري از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله است من از زنانی هستم که در بیعت شجره شرکت داشتم بیعت کردم که زنا

نکنم ، دزدي نکنم ، فرزند نکشم ، بهتان نسازم و به بیعتی که نمودم وفا کردم ، پس از خدا بترس .
سپس رو به کودکش کرد و گفت : پسر جان به خدا اگر چیزي داشتم که به جاي تو به این مرد بدهم ، می دادم .
سرباز بی رحم پاي طفل را همچنان که پستان مادر را به دهان داشت گرفت و کشید و چنان او را به سختی به دیوار زد که مغز
سرش روي زمین ریخت .
تاریخ نگاران نقل کرده اند هنوز از خانه بیرون نرفته بود که نصف رویش سیاه شد بالجمله تجاوز و کفرشان به حدي رسید که
اسبانشان را در مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله بردند و به منبر شریف و قبر مطهر جسارت کردند .
تمام این جرایم را به فرمان یزید و به اتکار قدرت او مرتکب شدند و یزید از مروان که براي اجراي فرمان او با مسرف همکاري
کرد ، قدردانی نمود و به او جایزه داد .
یکی دیگر از مظالم یزید این بود که از اهل مدینه بیعت گرفت بر این که همه غلام و مملوك یزیدند ، و گردن هاي آنها مانند
غلامان مهر زدند .
نخستین کسی که براي بیعت خوانده شد عبدالله بن ربیعه فرزند زاده ام سلمه همسر رسول خدا صلی الله علیه و آله بود وقتی به او
پیشنهاد بیعت داد گفت : بر کتاب خدا و سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله بیعت می کنم .
مسرف گفت : باید بیعت کنید بر این که مملوك یزید هستید که در اموال و فرزندان شما هر چه خواست بکند . عبدالله خودداري
کرد مسرف فرمان داد گردنش را زدند . ( 5)

این است آیین یزید و یزیدیان .
این است که پدرش او را به عنوان زمامدار مسلمین براي مردم تعیین و به آنها تحمیل می کند که با او بیعت کنند آیا امام حسین بن
علی علیهماالسلام جز قیام راه دیگري دارد ؟
بنی امیه دین سازي کردند ، خون مسلمانان را مکیدند ، ثروت اندوختند ، بنی امیه بت پرست بودند ، معاویه دستور می دهد در
بلاد اسلامی تفحص کنند و اگر کسی از علی علیه السلام طرفداري می کند او را بکشند .
معاویه بخشنامه اي به این مضمون به استاندارش اعلام می کند : اگر کسی در عظمت و منقبت اهل بیت رسول خدا حدیثی بگوید
جان و مال و ناموس در امان نخواهد بود زیاد بن سمیه را به استانداري عراق اعزام می دارد و می گوید : هر کس از دوستان علی
علیه السلام را دیدي بکش و دست و پایش را قطع کن ، ولی از دوستان ما و طرفداران عثمان همه گونه نوازش را به عمل آور .
(6)


( معاویه می گوید : من در راه دین با شما نجنگیدم ، بلکه تنها براي این که بر شما حکومت کنم . ( 7


( ابوسفیان گفت : سوگند به خدا اگر زنده بمانم حکومت را از دست هاشمیان بیرون خواهم گرفت . ( 8


ابوسفیان بر شتري سوار بود معاویه مهارش را می کشید و یزید می راند رسول خدا صلی الله علیه و آله سوار و جلو دار و راننده را
لعن فرستاد ( 9)

(مقصود از یزید ، برادر بزرگ معاویه پسر دیگر ابوسفیان است ) .
پدر یزید بدعت هاي بی شماري در دین گذاشت براي نمونه به چند مورد از بدعت هاي اشاره می شود :
-1 معاویه ظروف طلا و نقره را استعمال می کرد و چون به او می گفتند که رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را حرام کرده می
گفت : به نظر من عیبی ندارد .
-2 معاویه در جواب ابودرداء که گفت رسول خدا صلی الله علیه و آله از بیع ربوي نهی می کرد گفت : به نظر من عیبی ندارد
معاویه خبیث ربا می خورد ( 10 )

و خود را خلیفه مسلمین هم می خواند .
-3 به مغیرة بن شعبه گفت : ابوبکر و عمر و عثمان هر یک مدتی خلافت کردند و مردند و اگر هم کسی نام آنها را ببرد بیش از
آن نیست که ابوبکر و عمر و عثمان می گویند امام نام رسول هاشمی صلی الله علیه و آله روزي پنج نوبت نام او به عظمت برده می

( شود مردم با صداي بلند می گویند : اشهد ان محمد رسول الله و در این صورت مرگ از این زندگی بهتر است . ( 11


( -4 معاویه در سفر نماز را عوض این که قصر بخواند تمام خواند . ( 12
معاویه از کسانی است که در فتح مکه اسلام آورد و از جمله طلقا و آزاد شدگانی است که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله به آنها
فرمود :
انتم الطقاء ، شما آزاد شدگانید و آنچه درباره معاویه بعد از مسلمان شدنش از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت شده است این
است که عبدالله بن عمر می گوید : شنیدم روزي رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمود : اکنون مردي بر شما درآید که بر غیر
( سنت من می میرد که دیدند معاویه وارد شد . ( 13
معاویه زیاد بن ابیه را به شهادت ابو مریم سلولی خمار به پدرش ابوسفیان ملحق کرد با این که رسول خدا صلی الله علیه و آله
( فرموده : الولد للفراش و للعاهر الحجر . ( 14
یکی از خطرات و جنایات حکومت اموي آن بود که اینان پلی شده بودند براي ورود افکار و عقاید و سنن نظام بیگانه از اسلام در
( محیط اسلام . ( 15


سخن به درازا نکشد ، به سراغ قرآن در مسجد برویم ، در آیه 63 سوره بنی اسرائیل بنی امیه را چنین معرفی می کند :
(و الشجرة الملعونۀ فی القران و نخوفهم فما یزیدهم الا طغیانا کثیرا )
مراد از شجره ملعونه در قرآن بنی امیه هستند ( 16 )

با در نظر گرفتن وضع تا به سامان مسلمان پس از وفات پیغمبر اسلام تا دوران
یزید که فساد به حد لبریزي و طغیان رسیده بود .
آیا بر امام حسین علیه السلام در چنین وضع و زمانی سکوت جایز بود ؟ آیا امام حسین علیه السلام در برابر این خطر بزرگ که
چون سرطانی مخوف بر پیکر اسلام قرار داشت و اسلام را به نابودي می کشاند ، نباید با یک فداکاري فوق العاده و از
خودگذشتگی سکوت مرگباري را که بر جامعه اسلامی سایه افکنده بود بشکند و چهره شوم این نهضت جاهلی را از پشت پردهاي
تبلیغاتی (بنی امیه ) آشکار سازد ، و با خون پاك خود سطور درخشانی بر پیشانی تاریخ اسلام بنگارد که براي آینده حماسه اي
جاوید و پر شور باشد ؟
آري ، امام حسین علیه السلام این کار را کرد و رسالت بزرگ و تاریخی خود را در برابر اسلام انجام داد ، و مسیر تاریخ اسلام را
عوض نمود ، توطئه هاي ضد اسلامی حزب اموي را درهم کوبید ، و آخرین تلاش هاي ظالمانه آنها را خنثی کرد و این است چهره
حقیقی قیام امام حسین علیه السلام و از این جا می فهمیم که چرا نام و یاد امام حسین علیه السلام هرگز فراموش نمی شود .
او متعلق به یک عصر و یک قرن و یک زمان نبود ، او و هدف جاودانی بود او در راه حق و عدالت و آزادگی ، در راه خدا و
اسلام در راه نجات انسان ها واحیاي ارزش هاي اخلاقی شربت شهادت نوشید آیا این مفاهیم هیچ گاه کهنه و فراموش می شود ؟
( نه . . . هرگز ( 17


چرا مراسم بزرگداشت این خاطره ها هر سال پر شکوه و پرهیجان تر از سال گذشته برگزار می شود ، چرا امروز از حزب اموي و از
یاران و آنها خبري و اثري نمانده است ؟ ولی حادثه کربلا رنگ ابدیت به خود گرفته است ؟
هنگامی که صفحات تاریخ را ورق بزنیم ، می بینیم شخصیت هاي بزرگ و قهرمانان تاریخ فراوان آمده اند و رفته اند و اثري از
آنها نمانده آنان چون هدفشان حکومت بود ، و پایمال کردن حقوق دیگران بود ، زور بود ، و سرنیزه بود جز خود براي دیگران
ارزشی قائل نبودند ، ولی چرا قیام قهرمانان کربلا فراموش نمی شود قیامی که منجر به شهادت امام حسین علیه السلام و عزیزان و
یارانش و اسارت اهل بیتش گردید پر واضح است که این پیکار بر محور منافع شخصی و اغراض فردي استوار نبود بلکه جنگ دین
با بی دینی ، جنگ شخصیت با بی شخصیتی و جنگ معنا با ماده بود .

خصایص فراوانی که حضرت وارد و همچنین آن بزرگوار براي یک عصر نبوده بلکه خود و هدفش جاودانی است .
امام عظیم حسین بن علی علیهماالسلام براي حق قیام کرد ، در راه حق کشته شد و حقیقت باقی است . او از قرآن حمایت کرد و
فراموش نشد .
آیا جز امام حسین علیه السلام کسی می توانست در مقابل حکومت ظالمانه بایستد تا براي همیشه حق و باطل را از هم تفکیک کند
؟ باید متوجه به این امر شد ، باید متوجه به این امر شد ، باطل جولانی می دهد ، ولی پایدار نیست ، حق است که پیروز می باشد .
مگر امام عظمی حسین بن علی علیهماالسلام چه کرده بود ؟ چه گناهی را - العیاذبالله - مرتکب شده بود . سرش را بالاي نیزه زده و
براي زنازداه تحفه و ارمغان بردند ! جز آن بود در مقابل یک قلدر ، آن هم جوانی عیاش ، خونخوار ، بی دین ، بی حیا ، بی غیرت
، خائن دین و قرآن و مملکت یعنی به یزید سر فرود نیاورد ، تا براي انسان هاي آزادگی الگویی شد و خود را او و هدف مقدسش
همیشه پایدار ماند .
این است یکی از درس هاي امام علیه السلام و فلسفه و منطق آن حضرت که می فرماید :
الا ترون ان الحق لا یعمل به و ان الباطل لا یتناهی عنه ، لیرغب المون فی لقاء الله محقا ، فانی لاي اري الموت الا سعادة و الحیاة مع
( الظالمین الا بر ما ( 18
آیا نمی بیند حق را که بدان عمل نمی شود ، و باطل را که کسی از آن باز نمی ایستد ، باید مون دیدار خدا را برگزیند ، من اکنون
مرگ را جز سعادت و کامیابی و زندگی با ستمگران را جز سختی و رنج نامتناهی نمی دانم .
امام علیه السلام با این بیان آتشین ، کشته شدن ، در راه خدا را به منظور ریشه کن ساختن حکومت خود مختار به همه اعلام فرمود

1-دیوان اقبال ، ص 7
. -2 ابوالشهداء، ص 3
. -3 پرتوي از عظمت حسین علیه السلام ، ص 267 به نقل از ابوالشهداء ص 1 و 77
. -4 کامل ابن اثیره ج 3 ص 317
. -5 پرتوي از عظمت حسین علیه السلام ، ص 275
. -6 الشیعه و الحاکمون ، ص 75
. -7 عایشه در دوران معاویه ، ص 125
. -8 امام علی ، ص 212
. -9 خصال صدوق ، ج 1 ص 185
. -10 الغدیر، ج 10 ، ص 184
. -11 حیاة الحسن ، ج 2 ص 130
. -12 الغدیر ج 10 ص ، 190
. -13 فلسفه انقلاب حسین علیه السلام ، ص 85 ، نقل از استیعاب ، ص 87 ، اصابه ، ج 2، ص 172
. -14 مروج المذهب مسعودي ، ج 3، ص 6و 7، الغدیر، ج 10 ، ص 183
. -15 با استفاده از مقدمه فلسفه انقلاب حسین علیه السلام ، ص 12
. -16 مجمع البیان ، ج 5، ص 474
-17 فلسفه شهادت ،از استاد ناصر مکارم شیرازي .
. -18 احقاق الحق ، ج 11 ، ص 65 ، مناقب شهر آشوب ، ج 4، ص



برچسب ها : در نواي زندگی سوز از حسین ,

دسته بندي : موضوعات متفرقه دینی و مذهبی-
جمعه 18 ارديبهشت 1394 | 8:18

محبت رسول الله صلی الله علیه و آله به حسنین علیهماالسلام
نويسنده : سید ابوالفضل

محبت رسول الله صلی الله علیه و آله به حسنین علیهماالسلام

رسول اکرم صلی الله علیه و آله نشسته بود که حسن و حسین علیهماالسلام وارد شدند حضرت به احترام آنها از جاي برخاسنت و به
انتظار ایستاد کودکان در راه رفتن ضعیف بودند لحظاتی چند طول کشید نرسیدند ، رسول اکرم صلی الله علیه و آله به طرف
کودکان پیش رفت و از آنان استقبال نمود آغوش باز کرد ، هر دو را بر دوش سوار نمود و به راه افتاد و می فرمود : فرزندان عزیز
( مرکب شما چه خوب مرکبی است و شما چه سواران خوبی هستید . ( 123

رسول اکرم صلی الله علیه و آله حسن و حسین علیهماالسلام را بوسید اقرع بن حابس که ناظر مهر و عطوفت پیغمبر صلی الله علیه و
آله به فرزندان خود بود عرض کرد : من ده فرزند دارم و هرگز آنها را نبوسیده ام .
( حضرت در جواب فرمود : به من ربطی ندارد که خداوند ریشه رحمت و شفقت را از قلب تو کنده است . ( 124

روزي پیغبمر اکرم صلی الله علیه و آله با جمعی از مسلمین در نقطه اي نماز می گزارد موقعی که آن حضرت به سجده می رفت
حسین علیه السلام که کودك خردسالی بود ، به پشت پیغمبر سوار می شد ، و پاهاي خود را حرکت می داد و هی هی می کرد ،
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله می خواست سر از سجده بر دارد او را می گرفت و پهلوي خود به زمین می گذارد باز در
سجده دیگر و تا پایان نماز طفل مکرر به پشت پیغمبر صلی الله علیه و آله سوار می شد یک نفر یهودي ناظر این جریان بود پس از
نماز به حضرت عرض کرد : شما با کودکان طوري رفتار می کنید که ما هرگز چنین نمی کنیم !
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله در جواب فرمود : اگر شما به خدا و رسول خدا ایمان می داشتید به کودکان خود عطوف و مهربان
بودید مهر و محبت پیغمبر عظم الشان نسبت به کودکان مرد یهودي را سخت تحت تاثیر قرار داد و صمیمانه آیین مقدس اسلام را
( پذیرفت . ( 125

مردي به نام یعلی عامري از محضر رسول اکرم صلی الله علیه و آله خارج شد تا در مجلسی که دعوت داشت شرکت کند جلو منزل
امام حسین علیه السلام را دید که با کودکان مشغول بازي است طولی نکشید رسول اکرم صلی الله علیه و آله همراه اصحاب خود از
منزل خارج شد وقتی امام حسین علیه السلام را دید دست هاي خود را باز کرد و از اصحاب جدا شد به طرف فرزند رفت تا او را
در بگیرد کودك خنده کنان این طرف و آن طرف می گریخت و رسول اکرم صلی الله علیه و آله نیز خندان از پی او بود بچه را
گرفت ، دستی زیر چانه کودك و دست دیگر پشت گردن او گذارد لب بر لبش نهاد و او را بوسید .
رهبر عالیقدر اسلام در حضور مردم با فرزندش چنین رفتار کرد تا علاوه بر اداي وظیفه ، مردم را در راه تربیت فرزندان به شاد
( کردن کودکان و بازي با آنان بیشتر متوجه فرماید . ( 126

( قال رسول الله صلی الله علیه و آله : الحسن و الحسین امامان ان قاما او قعدا . ( 127
امام حسن و امام حسین علیهماالسلام هر دو امامند : اگر چه یکی قیام کند و یکی بنشیند ، یعنی براي پیش رفت اسلام در برابر
مخالفان قرآن و اسلام سکوت کند .


ابوهریره می گوید : روزي پیغمبر صلی الله علیه و آله حسن و حسین علیهماالسلام را بر دوشت مبارك سوار نموده بود در میان راه
گاهی حسن را می بوسید ، گاهی حسین را مردي عرض کرد : یا رسول الله این دو کودك را دوست داري ؟ فرمود : آري هر کس
حسن و حسین علیهماالسلام را دوست بدارد با من دستی کرده و هر کس با آنان دشمنی کند با من دشمنی کرده است .
( امام حسن و امام حسین علیهماالسلام شبیه ترین مردم به رسول خدا صلی الله علیه و آله بودند . ( 128

ز اذان می گوید : شنیدم از علی بن ابی طالب علیه السلام که فرمود :
( الحسن و الحسین ریحاتنا رسول الله ( 129


رسول خدا صلی الله علیه و آله به حسینین علیهماالسلام اشاره فرمود و گفت : اینها دو گل من هستند در دنیا .
چند حدیث دیگر نیز در همین زمینه با مختصر تفاوت ( 130 )

روایت شده است :
پیغمبر صلی الله علیه و آله گاهی به فاطمه علیهماالسلام می گفت : حسن و حسین را بیاور وقتی آنان را به خدمت آن حضرت می
( برد ، و آنها را به سینه می چسبانید و مانند گل می بویید . ( 131



ابوهریره می گوید : پیغمبر صلی الله علیه و آله را دیدم که دهان حسن و حسین علیهماالسلام را می مکید چنان که خرما را می
( مکید . ( 132


( قال رسول الله صلی الله علیه و آله لعلی و فاطمه و حسن و الحسین : انا سلم لمن سالتم و حرب لمن حاربتم . ( 133


رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود :
امام حسن و حسین علیهماالسلام خوب ترین اهل زمین هستند بعد از من و بعد از پدرشان و مادر آنها افضل روي زمین است .
(134)



ترمذي از اسامه نقل می کند : دیدم رسول خدا صلی الله علیه و آله حسن و حسین علیهماالسلام را روي زانو خود نشانده و فرمود :
( این دو نفر پسران من و پسران دخترم هستند . پروردگارا ! دوست بدار این دو را و هر کس دوست دارد این دو را . ( 135


( رسول خدا صلی الله علیه و آله کام حسن و حسین علیهماالسلام را با خرما برداشته است . ( 136

. -123 در مکتب اهل ببیت ، ص 117
. -124 در مکتب اهل بیت علیهم السلام ، ص 128
. -125 در مکتب اهل بتی علیهم السلام ، ص 129
. -126 احقاق الحق ، ج 10 ص 534
. -127 ینابیع المودة ، باب 45 ، عیون اخبار الرضا علیه السلام ، ج 2، ص 27
. -128 احقاق الحق ، ج 10 ص 534
626 - -129 کامل الزیارت چاپ نجف ، ص 52 ، امالی الصدوق ، ص 85 ، ینابیع المودة ص 166 ، احقاق الحق ، ج 10 ، ص 595
. ارشاد مفید، ص 180
. -130 خصائص امیرالمومنین علیه السلام ، ص 37
. -131 بانوي نمونه اسلام ، ص 117
. -132 بانوي نمونه اسلام ، ص 117
، -133 ینابیع الموده ، ج 1، ص 42 ، سنن ترمذي ، ج 13 ، ص 248 ، سنن ابن ماجه ، ج 1، ص 65 ، مسند احمد حنبل ، ج 2، ص 442
. النص و الاجتهاد، ص 101
. -134 ناسخ ، ص 115 ، بحار، ج 10 ، ص 8، کامل الزیارت ، ص 52 ، مناقب ، ج 3، ص 381
. -135 نوري که تا ابدي می تابد، از نشریات حسینیه آیت الله العظمی مرعشی نجفی ، ص 9
. -136 خصال صدوق ، ج 2، ص 43



برچسب ها : محبت رسول الله صلی الله علیه و آله به حسنین علیهماالسلام , محبت رسول الله صلی الله علیه و آله به , محبت رسول الله , محبت پیامبرص به امام حسن ع و امام حسین ع , محبت پیامبر ص ,

دسته بندي : حضرت محمد(ص) موضوعات متفرقه دینی و مذهبی-
شنبه 05 ارديبهشت 1394 | 18:29

ابراهیم فداي امام حسین علیه السلام شد
نويسنده : سید ابوالفضل


ابراهیم فداي امام حسین علیه السلام شد


ابن شهر آشوب در مناقب سند را به ابن عباس می رساند که فرمود : نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله بودم و آن حضرت حسین
علیه السلام را بر زانوي راست و ابراهیم را بر زانوي چپ جاي داده بود مکرر گاهی حسین و گاه ابراهیم را می بوسید در این حال
به رسول خدا صلی الله علیه و آله وحی رسید و فرمود :
پیک الهی از سوي خدا بر من فرود آمد و گفت : اي محمد ! پروردگارت سلام می رساند و می فرماید : من حسین و ابراهیم را
براي تو نخواهم گذاشت ، یکی را فداي آن دیگري کن .
رسول اکرم صلی الله علیه و آله چون این کلمات را شنید نگاهی به امام حسین علیه السلام کرد گریه اش افتاد و نگاهی هم به
ابراهیم کرد و گریست .
فرمود : مادر ابراهیم کنیزکی است و چون در گذرد کسی جز من بر وي محزون نشود اما مادر حسین علیه السلام فاطمه است و
پدرش علی است که پسر عمو و گوشت من و خون من است و چون درگذرد ، دختر من و پسر عموي من محزون گردند و من نیز
محزون شوم ، لاجرم اختیار کردم حزن خود را بر حزن ایشان هان اي جبرئیل ، مقبوض می شود ابراهیم و من او را فداي حسین
کردم ابن عباس می گوید : پس از سه روز ابراهیم درگذشت رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرمود : فداي کسی شوم که فداي
( او کردم پسرم ابراهیم را . ( 122

. -122 ناسخ التواریخ ، ج 1، ص 49 ، جلد سیدالشهداء، مدینۀ المعاجز، ص 261 ،فضائل الخمسه ، ج 3، ص 259



برچسب ها : ابراهیم فداي امام حسین علیه السلام شد ,

دسته بندي : کربلا جهاد در راه خدا امام حسین ع موضوعات متفرقه دینی و مذهبی-
شنبه 05 ارديبهشت 1394 | 12:59

امام حسین علیه السلام در روایات
نويسنده : سید ابوالفضل




امام حسین علیه السلام در روایات


با بررسی روایا زیادي که از رسول گرامی اسلام از طریق شیعه و سنی رسیده می توان استفاده کرد : امام حسین بن علی علیه السلام
به داشتن صفات و کمالات انسانی فوق العاده مورد مهر و علاقه جد بزرگوارش بوده و کلماتی در تمجید و ستایش آن حضرت در
موارد زیادي بیان فرموده ، زیرا پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله هیچ گاه سخنی به گزاف نگفته و قرآن هم فرمایش حضرت را از
پیروي هواي نفس به دور دانسته : ( و ما ینطق عن الهوي ان هو الا وحی یوحی ) ( 114 )

 

واگر یک چنین مرد الهی ، شخصی را
( ستایش کند معلوم می شود که از هر جهت لیاقت و شایستگی داشته است . ( 115
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
( حسین منی و انا من حسین احب الله من احب حسینا ، حسین سبط من الاسباط ( 116
حسین از من است و من از حسینم ، خداوند دوست بدارد هر که حسین را دوست دارد و حسین سبطی از سبطهاي من است .
ابی حازم از ابوهریره نقل می کند که رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود : هر کس حسن و حسین را دوست بدارد پس به تحقیق
( مرا دوست داشته است و هر کس به آنها بغض و عداوت داشته باشد ، با من بغض و عدوات داشته است . ( 117
( الحسن والحسین سبطان من الاسباط ( 118
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
( الحسن و الحسین سید شباب اهل الجنۀ ( 119 )

و ابوهما خیر منهما ( 120
علی بن ابی طالب علیه السلام به حسن و حسین علیهماالسلام می فرمود : شما پیشواي مردم و بزرگ جوانان اهل بهشتید و از
ارتکاب گناه معصومید خدا لعنت کند کسی را که با شما دشمنی کند

( 121 ) رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود : هر کس
دوست دارد به آقاي جوانان بهشت بنگرد حسین را تماشا کند .

. -114 سوره نجم ، آیه 3و 4
. -115 نوري که تا ابد می تابد، ص 9
، -116 کامل الزیارت ، چاپ نجف ، ص 52 ،کنز العمال ، ج 6 ص 220 ، مقتل خوارزمی ج 1، ص 66 ، فصول المهمه ، ص 17
279 به 65 طریق از اهل - امامی مرتضی ، ج 1، ص 219 ، فضائل الخمسه ، ج 3، ص 292 ، ملحاقات احقاق الحق ، ج 11 ، ص 265
سنت نقل کرده است .
. -117 مناقب ابن شهر آشوب ، ج 3، ص 381
. -118 احقاق الحق ، ج 10 ص 637
. -119 فلسفه انقلاب حسین علیه السلام ، ص 72
. -120 فلسفه انقلاب حسین علیه السلام ، ص 72
. -121 فلسفه انقلاب حسین علیه السلام ، ص 72



برچسب ها : امام حسین علیه السلام در روایات ,

دسته بندي : کربلا جهاد در راه خدا امام حسین ع موضوعات متفرقه دینی و مذهبی-
شنبه 05 ارديبهشت 1394 | 12:54

شهادت امام هادی ع تسلیت
نويسنده : سید ابوالفضل
چهارشنبه 02 ارديبهشت 1394 | 12:40

ویژه شهادت امام هادی ع
نويسنده : سید ابوالفضل

ویژه
شهادت امام هادی ع
حاج مهدی اکبری و سید مهدی میرداماد و سید احمد دارستانی



http://s4.picofile.com/file/8184085392/shahadat_emam_hadi_%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87.wma.html

سایت یا حسین شهید



برچسب ها : حاج مهدی اکبری و سید مهدی میرداماد و سید احمد دارستانی , ویرایش شده سید احمد دارستانی , سید احمد دارستانی و , مداحی و سخنرانی , دانلود مداحی و سخنرانی , سخنرانی و مداحی میرداماد , میرداماد و سید احمد دارستانی , شهادت امام هادی ع دانلود , دانلود شهادت امام هادی , ویژه شهادت امام هادی ع , ویژه شهادت امام علی نقی , شهادت امام نقی , امام نقی , نقی , هادی , امام علی نقی ,

دسته بندي : سخنرانی ویرایش شده موضوعات متفرقه دینی و مذهبی-
چهارشنبه 02 ارديبهشت 1394 | 12:29

مدینه باز دل بی قراره زمین پر از عطر بهاره
نويسنده : سید ابوالفضل
دوشنبه 31 فروردين 1394 | 9:2

قربون این همه لطف و کرمت امام رضا
نويسنده : سید ابوالفضل
یکشنبه 30 فروردين 1394 | 13:27

آیات و احادیث درباره توبه
نويسنده : سید ابوالفضل


آیات و احادیث درباره توبه

وَ هُوَ الَّذِى يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَ يَعْفُواْ عَنِ السَّيَِّاتِ وَ يَعْلَمُ مَا تَفْعَلُون } سوره شوری آیه 25 ‏ }

و اوست كسى كه از بندگانش توبه می ‏پذيرد و از گناهان در می ‏گذرد و آنچه را كه می ‏كنيد، می ‏داند.
امیدوار بودن به خدا و مایوس نگشتن از درگاه او


http://s6.picofile.com/file/8183073400/41.png

به ادامه مطلب مراجعه بکنین


منبع:

بسوی خدا

 

با یاد خدا بسوی خدا می رویم



برچسب ها : آیات و احادیث درباره توبه , احادیث درباره توبه , ایات توبه , توبه و پاکی , پاکی توبه , توبه کردن , توبه از گناه کوچک , توبه از گناه , گناه کبیره , گاناه های کبیره و توبه , توبه , پاکی از گناه , گناهبزرگ و توبه , بخشش خدا , بخشش گناه , احدیث بخشش , احادیث مربوط به توبه , ایات مربوط به توبه ,

دسته بندي : موضوعات متفرقه دینی و مذهبی-
جمعه 28 فروردين 1394 | 11:30 ادامه

حکایت پسر بچه پشیمون
نويسنده : سید ابوالفضل

تو این پست جملات زیبا از استاد دارستانی رو مینویسم انشاءالله استفاده بشه
جوونا اگه نگران داداشاتونین  یه سفر کربلا ببرینشون  اگه نگران پدرتی اگه نگران مادرتی اگه نگران دوتتی یه سفر کربلا ببرشون
جوونا فاطمیه خط مقدم ماست یعنی ما از فاطمیه جلوتر نداریم اگه فاطمیه همه فهم بشه ظهور تحقق مییابه
جوونا اینو میخواستم اخر جلسه بگم اول جلسه میگم اگه میخواین تو دل امیر المونین جا باز کنین برای حضرت زهرا گریه کنین
اگه گنهکارا میدوننستند چه خدای منتظری دارند هرگز گناه نمیکردند

http://s5.picofile.com/file/8106309850/ostad_darestani1.jpg
____________________________________________________________

عارفی وارد شهر شدند دیدند بچه های شهر دارند بازی میکنند به دلم افتاد این بازی بچه ها حکمتی داره تا غروب وایسادم غروب یکی یکی بچه ها رفتند یکی از این بچه ها

...............................

به ادامه مطلب مراجعه بکنین



برچسب ها : داستان پسر بچه پشیمون , داستان پسر بچه , داستان استاد دارستانی , حکایتی از استاد دارستانی , سید احمد دارستانی , حکایت پر بچه پشیمون , داستان مذهبی , خدایا توبه ,

دسته بندي : موضوعات متفرقه دینی و مذهبی-
جمعه 28 فروردين 1394 | 11:25 ادامه

حــاجـــیـــان عـــشــــق + فیلم
نويسنده : سید ابوالفضل
حــاجـــیـــان عـــشــــق + فیلم



ادامه مطلب را دنبال کنید



دیدن فیلم کلیک کنید
منبع وبلاگ

 

تـــا مــــلائــــــک هـــمـــگـی دور عــلـی چــــرخــــیــدنـد

حـــــاجــــیــــــان را ز ارادت بــه عــــلـی ســـنـجــیـــدنـد
حـــــاجـــیــــانــــی کـــــه هــــمــه مـــنــتـظـر حـق بـودند
در بـــــــر احـــــــمـــد مـــخـــتـار عـــــلــی را دیـــــدنــــد
بـــــا نـــــفـــــس هـــــای عــلـی بـاز خـدا ســاخت بهشت
چـــــون کـه از بـرکـت حـیــدر هـمـه را بــخـــشــــیـــدنــد
مـــــثــل نــقـــلـی روی دسـتـان پــــر از لــــطــــف نـسیم
اخــــتـــــران را طــــرف عــــــــرش خـــــدا پـــاشــیــدنــد
تــــــا کــه دســتـــان عــلـــی را بــــــه هــــــوا بُـــرد نـبـی
دســـت او را هــمـــه ی آیــــنــــه هــــــــــــا بـــوســیـدنــد
آســـمـــان هــا هــمــگــی خـــم شــــده و مــــثــــل زمــیـن
روی خــود را بــه کــف پـــای عـــــلــی ســــایــــیــــدنــــد
زائــــــرانـــــی کـــــه ز اخــلاص بـــه او رو کـــــردنـــــــد
کــوثـــر از دســـت خـود فــاطـــمــه مـــی نــــوشــــیـــدنـد

این سفر روحانى و نورانى به حدى ارزشمند است
که امام صادق علیه السلام مى‌‌فرماید
«وَدَّ مَنَ فی القُبُورِ لَوْ أَنَّ لَهُ حِجّةً واحِدةً بِالدُّنْیا وَمَا فِیها»
آنـان کـه در دل قــبـر آرمـیـده‌‌انـد، آرزو دارنـد
در مـقـابل دادن دنیا و آنچه در آن است
تــوفـیــق انــجــام یــک بـــار حـج را داشــتــه بـاشند


این سخن بدان معنا است
که ارزش حج فوق تصوّر است
و زائرِ با معرفت مى‌‌داند
که ارزش این عبادت
با معیارهاى مادّى قابل سنجش نیست



عکس فوق، مربوط به مهدی رضا
حاجی کوچولوی سفر عشقه



یــــاعـــلـــــــی


برچسب ها : مهدی رضا حاجی کوچولوی سفر عشق شعر زیبایی درباره حاجیان و محبّت علی بن ابیطالب علیه السلام شوق زیارت خانه خدا ,

دسته بندي : موضوعات متفرقه دینی و مذهبی-
یکشنبه 23 فروردين 1394 | 22:17

گفتن علی یارِت به جــای خداحافظ کفر است؟
نويسنده : سید ابوالفضل

 

 

 

ما میگوییم علی یارت

چــون در قــــرآن هـــــم آمــــده !!!
بــلـــی!
در قــرآن آمـــده کـــه بــگــویــیــد
عـــلـــــــی یــــارت!






به ادامه مطلب مراجعه کنید ممنون



برچسب ها : ولایت امام علی علیه السلام یا ولایت خلفای راشدین ابوبکر عمر و عثمان بِسمِ اللهِ الرَّحمِنِ الرَّحیمِ إِنَّ ,

دسته بندي : موضوعات متفرقه دینی و مذهبی-
یکشنبه 23 فروردين 1394 | 22:8 ادامه

قرآن کريم در آيات متعددي
نويسنده : سید ابوالفضل

قرآن کريم در آيات متعددي مردم را به توبه و رجوع از گناه و بازگشت به درگاه الهي تشويق و ترغيب کرده است: 1.Cاَلَم يَعلَمُوا أَنَّ اللهَ هُوَ يَقبَلُ التَّوبَةَ عَن عِبادِهِ وَ يَأخُذُ الصَّدَقاتِ وَ أَنَّ اللهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُB؛[4] «آيا نمي دانستند که فقط خداوند توبه را از بندگانش مي پذيرد و صدقات را مي گيرد و خداوند توبه پذير مهربان است؟»
پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله فرمود: « اللهُ أَفرَحُ بِتَوبَةِ عَبدِهِ مِنَ العَقِيمِ الْوَالِدِ وَ مِنَ الضَّالِ الواجِدِ وَ مِنَ الظَّمانِ الوارِدِ؛[5] خداوند بر اثر توبه بنده اش خوشحال تر است از کسي که عقيم بوده، بچه دار شده و از کسي که گمشدة خويش را يافته و از تشنه اي که به آب رسيده است
2. خداوند در قرآن مي فرمايد: Cقُل يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَليَ أَنْفُسِهِم لاتَقنَطُوا مِن رَحمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ يَغفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الغَفُورُ الرَّحِيمُ وَ أَنِيبُوا إِلي رَبِّکُم وَ أَسلِمُوا لَهُ مِن قَبلِ أن يَأتِيَکُم العَذابُ ثُمَّ لاتُنصَرُونَB؛[6] «بگو اي بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده ايد! از رحمت خداوند نوميد نشويد که خدا همه گناهان را مي آمرزد، به درستي که خداوند بخشنده مهربان است. و به درگاه پروردگارتان باز گرديد و در برابر او تسليم شويد، پيش از آنکه عذاب به سراغ شما آيد، سپس از سوي هيچ کس ياري نشويد.»
در واقع اين نداي الهي هميشه در گوش بندگان است که:
هر چه که هستي بيا گر چه که پستي بيا توبه شکستي بيا دوست نظر مي کند
نيمه شب خلوت است مظهر هر رأفت است عاشق شوريده را دوست نظر مي کند
اي شده غرق گناه خواب گران تا به کي
چارة درد تو را ديدة تر مي کند
***
3. در آيه ديگر مي فرمايد: Cوَ هُوَ الَّذي يَقبَلُ التَّوبةَ عَن عِبادِهِ وَ يَعفُوا عَنِ السَّيئاتِ وَ يَعلَمُ ما تَفعَلُونَ[؛[7] « او (خدا) کسي است که توبه را از بندگانش مي پذيرد و گناهان را مي بخشد و آنچه را انجام مي دهيد، مي-داند.»
نکته قابل دقت اين است که در واقع، خداوند مي فرمايد: با اينکه از تمام اسرار زندگي و رفتارهاي پشت پرده شما اطلاع دارم و لحظه به لحظه اعمال شما را زير نظر داشته ام، با اين حال توبه شما را مي-پذيرم.



برچسب ها : توبه در قران و روایات , توبه در روایت , راوی توبه , توبه و بخشش , بخشش محبوب , توبه و بخشش حق , قران و توبه , ایات توبه , ایات بخشش , از توبه خسته نشین! , قرآن کريم در آيات متعددي ,

دسته بندي : موضوعات متفرقه دینی و مذهبی-
یکشنبه 23 فروردين 1394 | 20:51

ملک عبدالله درگذشت/بر محمد و ال محمد صلوات البته با عجل فرجهم
نويسنده : سید ابوالفضل

 

 

به گزارش سرويس بين‌‌الملل باشگاه خبرنگاران، دربار پادشاهی عربستان سعودی در بیانیه ای اعلام کرد : "با نهایت تاسف و تاثر درگذشت ملک عبدالله بن عبدالعزیز را به شاهزاده سلمان بن عبدالعزیز آل سعود ولیعهد تسلیت می گوییم. ملک عبدالله بن عبدالعزیز در ساعت یک بامداد جمعه (به وقت محلی) برابر با سوم ربیع الثانی 1436 هجری درگذشت."
ملک عبدالله درگذشت/
بر محمد و ال محمد صلوات البته با عجل فرجهم

http://s4.picofile.com/file/8165660826/2903787_377.png
به دلایل سربازی این وبلاگ کمتر بروز میشود

 



برچسب ها : ملک عبدالله درگذشت/بر محمد و ال محمد صلوات البته با عجل فرجهم , ملک عبدالله درگذشت/ ,

دسته بندي : شیطان و جبهه باطل موضوعات متفرقه دینی و مذهبی-
جمعه 03 بهمن 1393 | 10:44

آیا امام زمان (عج) از تکنولوژی ،تمدن و سلاح جدید استفاده می کند؟
نويسنده : سید ابوالفضل

http://www.aviny.com/Occasion/islamic/Zi_Hajjeh/87/Yadegari/Haj04.jpg

 در این باره نظرات مختلفی ابراز نموده اند:
1. عده ای عقیده دارند که: اگر معصوم (ع) در عالم حضور می داشت و مبسوط الید بود و حکومت تشکیل می داد، هرگز به سراغ تأسیس تمدنی از نوع تمدن تکنولوژیک جدید نمی رفت ؛ چرا که چنین تمدن در مبانی و نتایج و در همة ابعاد و زوایای آن در تعارض با آموزه های کتاب و سنّت است .
اینان می گویند: با مراجعه به احادیث و روایات مربوط ، در خواهیم یافت که حادثه ظهور و دوران پس از آن ، بیش از آن که متکی بر علل و اسباب عادی باشد، با پشتوانه آیات و معجزات الهی و علل و اسباب غیبی و ملکوتی ، صورت خواهد بست . اگر چه مشیّت غالب خداوند بر جریان امور از راه علل و اسباب عادی است امّا در مقاطعی ، این مشیّت به گونه ای غیرمتعارف و اعجازگونه ، محقق می شود و ما در تاریخ ، موارد متعددی از این دست سراغ داریم ، مانند حکومت سلیمان ، پادشاهی ذوالقرنین و...
یکی از القاب حضرت مهدی (عج) «مبدأالا´یات » است و این بدان دلیل است که بیشترین معجزات ، به دست مبارک ایشان از آغاز ظهور تا پایان دوران حکومت ، محقق خواهد شد و خداوند برای هیچ یک از انبیا و رسل خود، این مقدار معجزه زمینی و آسمانی قرار نداده است .
و از این قبیل است  روایاتی که  بر منصور و مؤید بودن به ظفر الهی امام زمان (ع) و داشتن پرچم رسول خدا در دست و نیز همراه داشتن سنگ و عصای موسی و انگشتر سلیمان و یاری وی توسط فرشتگان و جن‏ها و زنده شدن مردگان پس از ظهور و درهم پیچیده شدن طومار قدرت کفار دلالت می‏کنند[1].
پس شمشیرِ متکی به اراده حق، تمام قدرتها را به یک اشاره خاموش می‏کند.
2. و برخی دیگر بر این باورند که: اعجاز یک امر استثنائی و برای موارد ضروری و فوق العاده است آنهم در مسیر اثبات حقّانیّت دعوت نبوّت یا امامت، و لذا امام زمان (ع) هم از تکنولوژی روز[2]استفاده می کنند.
 

الف- استفاده ی توامان از معجزات[3]و تکنولوژی:
یعنی حضرت هم از تکنولوژی عصر خویش و وسایل آن روز استفاده می‏کنند( چون  روایتی نداریم که استفاده امام مهدی، علیه‏السلام، را از تکنولوژی روز صریحاً نفی کند بلکه نقطه مقابل آن زیاد است مثلاً:
1. تعریفی که از اسب حضرت بیان شده است،  شبیه به دستگاههای جدید است[4].
2. درروایت آمده است که:  یری فی عصره من فی المشرق من فی المغرب(در عصر آنحضرت کسانی که درمشرق هستند کسانی را که در مغرب اند ، می بینند).
3. از روایاتی استفاده می شود که آن حضرت  تکنولوژی راهم پیشرفت می دهند[5].) و هم ازمعجزات ( مثلا روایات ذیل می تواند به اعجاز اشاره داشته باشند:
1.خداوند به ذی‏القرنین ابر و باد روان و آرام را عطا کرد و برای رهبر شما،  سخت و مستحکم آن را ذخیره نمود. »سألته و ماالهواء الصعب؟ قال:الذی فیه رعد و قذف و برق[6].
2.معه عصا موسی(با اوست عصای حضرت موسی) و ...)[7]
 

ب- استفاده ی توامان از منطق و فکر، اخلاق، معجزه و تکنولوژی:
 بر خلاف پندار بعضی کوته فکران که چنین می پندارند او به هنگام قیامش بی مقدّمه دست به سلاح می برد و طبق آن افسانه دروغین «آنقدر خون می ریزد که خون به رکابش می رسد!» نخست از طریق رهبری فکری و روشنگری در همه زمینه ها، می پردازد.
   به تعبیر رسای مذهبی «اتمام حجّت» می کند آنچنان که هر کس کمترین آمادگی برای پذیرا شدن منطقی آئین حق داشته باشد روشن شود، و تنها کسانی باقی بمانند که جز از طریق توسّل به زور و خشونت اصلاح پذیر نیستند.
   از قرائن روشن بر این موضوع ـ گذشته از این که دلیلش با خود آن است ـ اینکه می دانیم روش او روش پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم) است; و پیامبر(ص)  سیزده سال تمام در مکّه به دعوت پنهان و آشکار مشغول بود و آنها که پذیرای حق بودند گرد او را گرفتند; ولی گردنکشان یاغی و زورمند که اکثریّت توده نادان را به دنبال خود می کشانیدند در برابرش بپا خاستند و او بناچار به مدینه آمد و با تشکیل حکومت اسلامی و فراهم ساختن قدرت، در برابر آنها ایستاد و راه خود به سوی یک دعوت عمومی گشود.
   گرچه در زمینه دعوت اسلام نیز سمپاشی زیاد شده که آئین شمشیر است ولی بهترین سندی که امروز در برابر آنها در دست است و خوشبختانه نتوانسته اند آن را بپوشانند یا از میان ببرند همین قرآن است.
    اگر چهره اسلام یک چهره توسّل به خشونت و زور بود در قرآن برای اثبات حقایق این همه استدلال نمی شد; این همه در موضوع خداشناسی و معاد دو اصل اساسی اسلام تکیه روی دلائل گوناگون نمی شد; اینهمه متفکّران و صاحبان عقل و اندیشه را به داوری نمی طلبید; این همه سخن از علم و دانش نمی گفت; یک رژیم خشن نظامی استدلال نمی فهمد.   و حتّی به هنگام توسّل به زور نیز موضع خود را با دلایل منطقی به عنوان یک ضرورت اجتناب ناپذیر مشخّص می سازد.
   به هر حال، او در این روش همانند پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) عمل می کند، به اضافه این که در عصر او سطح افکار عمومی بالاتر آمده و توسّل به منطق ضرورت بیشتری دارد همان گونه که در برابر خشونت روز افزون گردنکشان زورگو، خشونت لازم است.
   مسلّماً انقلاب او در پاره ای از قسمتها یک انقلاب خونین خواهد بود، و خونهای کثیف کالبد جامعه بشری با تیغ او بیرون خواهد ریخت و در هیچ جامعه فاسدی جز از این راه اصلاحات بنیادی مایه نخواهد گرفت; ولی مفهوم این سخن آن نیست که او بی حساب خون می ریزد و بی دلیل می کشد; درست همانند طبیبی است که در خون گرفتن از کالبد بیمار نهایت دقّت را به عمل می آورد![8]
 

ج- برتری همه جانبه:
   شرط مهمّ پیروزی بر دشمن برتری نیروهاست; این نیروها تنها شامل نیروهای نظامی نمی شود; بلکه برتری از نظر قدرت روحی و ایمان به هدف، و استحکام پایه های اقتصادی و اجتماعی، همه در این برتری شکل می گیرند و نقش اساسی دارند.
 

د-  تحقق مقدمات و شرایط:
از مجموعه ی روایات بدست می آید که از یک طرف عقل مردم بالا آمده[9]، و از طرف دیگر شرائط ، خودبخود متحول و انقلاب اجتماعی به وجود آمده و مردم پی به ناکارآمدی مکاتب مادی برده اند و از گناه و فحشاء خسته شده اند[10]، و از طرف سوم مردم از شدّت کشتار بجان آمده اند، و مانند تشنه لبی که دنبال آب می‏گردد، یا درد کشیده‏ای که دنبال دوا می‏گردد، تا ندای ظهور امام عصر و رهبر روحانی جهان برخیزد، سیل وار او را اجابت می‏کنند.
 در روایت آمده است: «قبل از ظهور امام عصر علیه السلام دو ثلث بشر کشته می‏شود، حال شما تصور کنید که انسانهای باقیمانده چه حالی دارند؟ چه دلی دارند؟ چه روحیه‏ای دارند؟ چه اشک و آهی دارند؟ چه آمادگی برای تحول دینی و روحانی و انقلاب معنوی دارند، و امام عصر در چنین زمانی می‏آید، و در این زمان تمام صاحبان سلاح، به امام عصر علیه السلام پناه می‏برند، و  تسلیم می شوند[11]، همه دنیا که بی چاره شدند آنگاه که یک بوی روحانی بشنوند به دنبال او می‏روند و همه تسلیم او می‏شوند[12].
 

ه- بهره برداری از امکانات دیگر:
 وقتی حضرت مسیح به امام زمان(ع)  اقتداء بنماید و توراتی که در آن اوصاف آن حضرت(ع)  ذکر گردیده است کشف گردد و... دیگر هیچ حاجتی به سلاح نیست و همه جهانیان(مسیحیان،یهودیان و...) بدون جنگ وخونریزی بدو ایمان می آورند.
در توضیح این نکته گفته شده است:
 قد ثبت أن الله رفع نبیه عیسی(ع) إلی السماء، بدلیل قوله سبحانه وتعالی: (وقولهم إنا ‏قتلنا المسیح عیسی بن مریم رسول الله، وما قتلوه وما صلبوه ولکن شبّه لهم... وما قتلوه یقیناً بل رفعه الله إلیه)[13]، ‏کما أنّ الأحادیث حول صعود عیسی بن مریم(ع) إلی السماء کثیرة، وأنه موجود فی السماء حیٌّ یرزق، وقد مضی ‏علی صعوده اکثر من ألف وتسعمائة سنة، وتلک الأحادیث تصرح بأن النبی عیسی(ع) ینزل من السماء عند ظهور ‏الإمام المهدی(عج)، وأنه یقتدی بالإمام فی الصلاة.‏
فانظر إلی حکمة الله البالغة وتدبیره العظیم، حیث رفع عیسی(ع) إلی السماء لیدخره لیوم عظیم وهدف کبیر.‏
ثم ینبغی أن لا ننسی أن عدد المسیحیین فی العالم الیوم یفوق الألف ملیون نسمة، فمثلاً: رؤساء وشعوب الدول ‏الأوربیة، کلهم أو اکثرهم مسیحیون، واکثر رؤساء وشعوب القارة الأفریقیة مسیحیون أیضا، وکذلک الدول الأمریکیة ‏الشمالیة والجنوبیة، هی مسیحیة علی السواء، وعقیدة المسیحیین فی عیسی بن مریم(ع) مشهودة معروفة مذکورة فی ‏القرآن فاذا سمع المسیحیون بأن عیسی بن مریم(ع) قد نزل من السماء واقتدی بالإمام المهدی(عج) فهل تبقی فی ‏العالم حکومة مسیحیة أو شعب مسیحی یحارب الإمام المهدی(عج)؟
رُوی عن الإمام محمد الباقر(ع) أنه قال – فی خبر طویل -: … فإذا اجتمع عنده عشرة آلاف رجل، فلا یبقی یهودی ‏ولا نصرانی إلا آمن به وصَّدقه)[14]إذن، بناء علی ذلک.. فسوف تتعطل الأسلحة عن الاستعمال؛ إذْ تنتفی الحاجة ‏إلیها..‏
أما الیهود فانهم یجتمعون عند الإمام المهدی(عج) فیُخرج لهم ألواح التوراة المدفونة فی بعض الجبال، فیجدون فیها ‏أوصاف الإمام وعلائمه، فلا یبقی یهودی إلاّ ویعتنق دین الإسلام، هذا وقد جاء عن الإمام الباقر(ع) أنه قال: (…إنما ‏سُمِّی المهدی لأنه یُهدی إلی أمر خفی، ویستخرج التوراة والإنجیل من أرض یقال لها إنطاکیة)[15].‏
وأما سائر الأدیان والملل، فمن الواضح أن هذا التبدل المفاجئ العظیم الذی سوف یحصل فی الدول والشعوب، ‏سیترک أثراً کبیراً علی الحکومات اللادینیة، کالصین والکثیر من بلاد الشرق الأقصی، فهی عند ذلک لا تستطیع أن ‏تتجاهل هذه الحقیقة التی تغیّر مجری حیاة العالم..‏
وأما الشیعة الذین یُقدر عددهم بنصف إجمالی عدد المسلمین فی العالم، فمن الطبیعی سیکونون فی طلیعة الشعوب ‏التی تلتف حول الإمام المهدی(عج) وتنضوی تحت لوائه.. وهکذا یسود الإسلام والسلام فی کافة بقاع الأرض، ‏وتدخل الشعوب والحکومات فی دین الله أفواجاً، خاصة إذا تذکرنا أن الشعوب المختلفة ستمل جمیع الحضارات ‏المزیَّفة، وسائر النظریات الفاشلة، لا سیما بعد ما یثقل الإرهاب والدمار وشبح الإبادة کاهل هذه الشعوب التی سیؤول ‏حالها إلی انتظار المصلح والمخلِّص الذی ینتشلها من براثن الخوف والبطش والترهیب[16].
از طرف دیگر در روایات آمده است که إمام مهدی علیه السلام به رعب‎ یاری می شود، و سلاح در دست انسان مرعوب چه ارزشی دارد وچگونه می تواند کارایی داشته باشد؟!.
در تبیین این مطلب گفته شده است:
من الوسائل التی نصر بها الرسول صلی‎‎الله علیه وآله فی معارکه مع المشرکین "سلاح الرعب‎"‎
‎•‎قال صلی الله علیه وآله وسلم‎
   "‎نصرت بالرعب‎"‎
‎•‎وکما قال الله تعالی فی سورة الأحزاب (الآیة 26) "وقذف فی قلوبهم الرعب ،‎‎فریقا تقتلون، وتأسرون فریقا‎"
فما قیمة احدث الأسلحة إذا کانت القلوب التی‎‎تحرکها قلوبا مرعوبة مذعورة• جاء فی الحدیث عن الإمام الصادق ‏علیه السلام وهو یذکر‎‎رایة القائم‎:
‎    "‎فإذا هو قام نشرها، ویسیر الرعب قدامها شهرا، ووراءها شهرا،‎‎وعن  یمینها شهرا، عن یسارها شهرا‏‎"
تصورا أن شخصا مثل" الإمام الخمینی" وهو واحد‎‎من جنود الإمام المهدی علیه السلام قد هز العالم، وأدخل الرعب ‏فی قلوب القوی الکبری‎‎فی العالم... فکیف إذا ظهر الإمام المهدی نفسه،  ثم إن جیش الإمام المهدی یمتلک‏‎‎اضخم طاقة ‏إیمانیة ترهب أعداء الإسلام[17]‎.‎اضخم طاقة ‏إیمانیة ترهب أعداء الإسلام[17]‎.
اما جای این سؤال باقی می ماند که پس  تعبیرات مربوط به «قیام به شمشیر» در مورد مهدی(علیه السلام) چه مفهومی دارد؟
در جواب این سؤال گفته شده است که «شمشیر» همیشه کنایه از قدرت و نیروی نظامی بوده و هست همانگونه که «قلم» کنایه از علم و فرهنگ است.
   شکی نیست که حتّی در میدان جنگهای سنّتی پیشین سلاحهای مختلفی جز شمشیر به کار می رفته، همچون تیر و نیزه و خنجر، ولی همواره می گویند اگر در برابر فلان موضوع سر تسلیم فرود نیارید «حواله شما با شمشیر است» یا گفته می شد «به زور شمشیر حقّ خود را می گیریم».
   یا از قدیم معروف بوده «کشور با دو چیز اداره می شود، قلم و شمشیر» و همه اینها جنبه سمبولیک دارد و مفهوم آن تکیه بر قدرت و استفاده از نیروی نظامی است.
  ضرب المثلهای زیادی امروز در این زمینه در دست است; می گویند:
«فلان کس شمشیر را از رو بسته!» یعنی، آشکارا قدرت نمائی می کند.»
«شمشیر میان ما و شما حکومت خواهد کرد!» اشاره به این که جز از راه جنگ مساله حل نمی شود.
«شمشیرها را غلاف نمی کنیم تا به هدف برسیم!» کنایه از اینکه مبارزه را تا آخر ادامه خواهیم داد.
«فلان کس شمشیرش را غلاف کرده!» یعنی، دست از مبارزه برداشته است.»
«فلان کس شمشیر دو دم است!» یعنی، از دو سو مبارزه می کند.»
   در تمام این تعبیرات شمشیر کنایه از قدرت و مبارزه است; در روایات اسلامی نیز می خوانیم:
الجنّة تحت ظلال السّیوف; بهشت در سایه شمشیرهاست.
السّیوف مقالید الجنّة; شمشیرها کلیدهای بهشتند!
   همه اینها اشاره به جهاد و جانبازی و استفاده از قدرت است; و این گونه تعبیرات سمبولیک از «شمشیر» یا «قلم» در زبانهای مختلف فراوان است.
  از اینجا روشن می شود که منظور از قیام مهدی(علیه السلام) به سیف، همان اتّکای بر قدرت است; برای اینکه چنین گمان نشود که این مصلح بزرگ آسمانی به شکل یک معلم، یا یک واعظ، و یا راهنمای مسائل اجتماعی ظاهر می شود و رسالت او تنها اندرز دادن مردم است.
   بلکه او یک رهبر دورنگر و دور اندیشی است که نخست از حربه منطق بهره گیری کافی می کند، و آنجا که گفتار حق سودی نبخشد که در مورد بسیاری از زورگویان و جبّاران سودی هم نخواهد داد، دست به شمشیر می کند; یعنی، متوسّل به قدرت می شود و ستمکاران را بر سرجای خودشان می نشاند; یا در صورت لزوم، وجود کثیفشان را از سر راه بر می دارد; و شک نیست که برای اصلاح گروهی از مردم جز این راهی نیست که گفته اند:
   «النّاس لا یقیمهم الاّ السّیف; کار مردم جز با شمشیر راست نشود!»
  و به تعبیر دیگر، او تنها وظیفه اش روشنگری و ارائه راه نیست بلکه وظیفه مهمترش ـ علاوه بر این ـ اجرای قوانین الهی و به ثمر رساندن انقلاب تکاملی اسلام، و رساندن به مقصد و ایصال به مطلوب است[18].
نتیجه اینکه امام زمان (عج) هم از معجزه استفاده می نماید و هم ازابزارهای  دیگری هم چون تکنولوژی و این احتمال خیلی قوی است که واژه ی شمشیر جنبه ی سمبلیک داشته باشد.

پي نوشت :
[1]برای مطالعه بیشتر نگاه کنید به: کتاب اسلام و تجدّد،فصل: امام مهدی(عج) و تمدن جدید، «مهدی نصیری » وهمچنین، کتاب بیان الائمه ، ج 3، حاج شیخ محمدمهدی نجفی .
[2]در منابع حدیث تعبیرات جالبی دیده می شود; از جمله:‏
‏   1ـ از امام صادق(علیه السلام) چنین نقل شده:‏‏«انّ قائمنا اذا قام اشرقت الارض بنور ربّها واستغنی العباد من ضوء الشّمس( بحار، ج 13، چاپ قدیم، صفحه 176.‏); هنگامی که قائم ما قیام کند، زمین ‏به نور پروردگارش روشن می شود و بندگان خدا از نور آفتاب بی نیاز می شوند!»‏
‏   از این تعبیر چنین بر می آید که مسأله نور و انرژی آنچنان حل می شود که در روز و شب از پر قدرت ترین ‏نورها که می تواند جانشین نور آفتاب گردد، بهره گیری می کنند.‏
‏   آیا باز باید به این موضوع شکل اعجاز دهیم در حالی که برنامه زندگی روزمرّه ـ آنهم بطور مستمر ـ باید بر سنن طبیعی دور بزند، نه بر اعجاز; که اعجاز یک امر استثنائی و ‏برای موارد ضروری و فوق العاده است آنهم در مسیر اثبات حقّانیّت دعوت نبوّت یا امامت.‏
‏   و به هر حال، در عصر هیچ پیامبری زندگی عادی مردم بر اساس اعجاز جریان نداشته است; بنابراین، تکامل ‏علوم و صنایع به حدّی خواهد رسید که مردم با رهبری آن رهبر بزرگ قادر به کشف منبع نور و انرژی فوق ‏العاده ای که حتّی می تواند جانشین نور خورشید گردد، می شوند.‏
‏   و آیا در چنین اوضاع و شرایطی سلاح مردم برای تأمین صلح و آزادی و عدالت می تواند از نوع سلاحهای ‏قرون پشین باشد و اصولا تناسبی در میان این دو وجود دارد؟
‏   2ـ در حدیث دیگری از ابوبصیر از امام صادق(علیه السلام) نقل شده: ‏
«انّه اذا تناهت الامور الی صاحب هذا الامر رفع اللّه تبارک و تعالی لَه کلَّ منخفض من الأرض، و خفّض له کلَّ ‏مرتفع حتّی تکون الدّنیا عنده بمنزلة راحته، فایّکم لو کانت فی راحته شعرة لم یبصرها(بحارالانوار، ج 52، ص 328); هنگامی که کارها به صاحب اصلی ولایت (مهدی(علیه السلام)) برسد خداوند هر نقطه فرو رفته ای از زمین را برای او مرتفع، و هر ‏نقطه مرتفعی را پایین می برد آنچنان که تمام دنیا نزداو بمنزله کف دستش خواهد بود! کدامیک از شما اگر در کف ‏دستش موئی باشد آن را نمی بیند!»
‏   امروز با نصب وسائل فرستنده بر فراز کوهها، کمک به انتقال تصویرها به نقاط مختلفی از جهان می کنند و حتّی ‏از ماهواره ها نیز استفاده کرده مناطق وسیعتری را زیر پوشش انتقال تصویر قرار می دهند; تا همه کسانی که ‏دستگاه های گیرنده در اختیار دارند بتوانند از آن استفاده کنند.‏
‏   ولی عکس این موضوع لااقل در حال حاضر عملی نیست; یعنی، تصویرها را از یک نقطه به نقاط مختلف جهان ‏می توان منتقل ساخت ولی از همه نقاط نمی توان به یک نقطه انتقال داد مگر این که در هر شهر بلکه در هر خانه، ‏و در هر بیابان و کوه و صحرا و در هر گوشه ای از دنیا دستگاه های مجهّز فرستنده نصب گردد، تا بتوان از همه ‏جهان آگاه شد و چنین چیزی با وسائل کنونی غیر ممکن است.‏
‏   امّا از حدیث فوق چنین برمی آید که در عصر قیام مهدی(علیه السلام) یک سیستم نیرومند و مجهّز برای انتقال ‏تصویرها به وجود می آید که شاید تصوّر آنهم امروز برای ما مشکل باشد، آنچنان که تمام جهان بمنزله کف دست ‏خواهد بود; نه موانع مرتفع، و نه گودی زمینها; مانع از رؤیت موجودات روی زمین نخواهد شد!‏
‏   بدیهی است بدون یک چنین سلطه اطّلاعاتی بر تمام کره زمین، حکومت واحد جهانی و صلح و امنیّت و عدالت، ‏به گونه همه جانبه، و سریع و جدّی، امکان پذیر نخواهد بود; و خداوند این وسیله را در اختیار او و تشکیلات ‏حکومتش قرار می دهد.‏ این نیز روشن است که این واحد اطّلاعاتی پیشرفته، نمی تواند در یک جامعه ظاهراً عقب افتاده بود باشد بلکه به ‏موازات آن باید سایر بخشهای زندگی نیز به همان نسبت پیشرفته باشد، در همه زمینه ها و در همه شؤون، و حتّی ‏نوع سلاحها.‏
‏   3ـ از امام باقر(علیه السلام) نقل شده که فرمود:‏
ذخر لصاحبکم الصّعب!‏ قلت: و ما الصّعب؟ قال: ما کان من سحاب فیه رعد و صاعقة او برق، فصاحبکم یرکبه، أَما انّه سیر کب السّحاب و یرقی فی الأَسباب; ‏اسباب السّماوات السّبع والارضین!( بحار، ج 12، ص 182)‏ برای صاحب و دوست شما (مهدی(علیه السلام)) آن وسیله سرکش ذخیره شده است.‏
راوی این حدیث می گوید: گفتم منظور از وسیله سرکش چیست؟
امام(علیه السلام) فرمود:‏
ابری است که در آن غرش رعد و شدّت صاعقه یا برق است; او بر این وسیله سوار می شود; آگاه باشید او بزودی ‏بر ابرها سوار می گردد و صعود به آسمانها و زمینهای هفتگانه می کند.‏
‏   مسلماً منظور از ابر، این ابر معمولی نیست; زیرا ابرهای معمولی وسیله ای نیستند که بتوان با آنها سفر فضایی ‏کرد; آنها در جوّ نزدیک زمین در حرکتند و با زمین فاصله ناچیزی دارند و نمی توانند از آن بالاتر بروند; بلکه ‏اشاره به وسیله فوق العاده سریع السّیری است که در آسمان به صورت توده ای فشرده از ابر به نظر می رسد، ‏غرّشی همانند رعد، و قدرت و شدّتی همچون صاعقه و برق دارد; و به هنگام حرکت، دل آسمان را با نیروی فوق ‏العاده خود می شکافد; و همچنان به پیش می رود، و می تواند به هر نقطه ای از آسمان حرکت کند.‏
‏   و به این ترتیب، یک وسیله مافوق مدرن است که شبیه آن را در وسایل کنونی نداریم; تنها در میان بشقابهای ‏پرنده و وسایل سریع و سرسام آور فضایی که امروز داستانهایی از آنها بر سر زبانهاست و نمی دانیم تا چه حد ‏جنبه واقعی و علمی دارد، شاید شباهت داشته باشد; ولی به هر صورت بشقاب پرنده هم نیست.‏
‏   به هر حال، از حدیث بالا بطور اجمال می توان دریافت که موضوع عقب گرد صنعتی در کار نیست، بلکه ‏بعکس سخن از پیشرفت خارق العاده ای در میان است که به موازات آن باید تکامل در همه زمینه ها صورت گیرد.‏
‏   4ـ حدیث عجیب دیگری که از جابر از امام باقر(علیه السلام) نقل شده چنین می گوید:‏
«انّما سمّی المهدی لانّه یهدی الی امر خفی; حتّی انه یبعث الی رجل لا یعلم النّاس له ذنب فیقتله حتّی ان احدهم یتکلّم ‏فی بیته فیخاف ان یشهد علیه الجدار(بحارالانوار، ج 13); به این جهت او مهدی نامیده شده است که به امور مخفی و پنهان هدایت می گردد; تا آنجا که گاه به سراغ کسی می ‏فرستد که مردم او را بی گناه می دانندو او را به قتل می رساند (زیرا از گناه نهایی او همانند قتل نفس که موجب ‏قصاص می شود آگاه است!) و تا آنجا که بعضی از مردم هنگامی که درون خانه خود سخن می گویند می ترسند ‏دیوار بر ضدّ آنها شهادت دهد (و از خلافکاریها و توطئه آنان، حکومت مهدی را با خبر سازد!»‏
‏   این حدیث نیز گواه بر آن است که در دروان حکومت او در حالی که نیکان و پاکان در نهایت آزادی به سر می ‏برند، خلافکاران چنان تحت کنترل هستند که ممکن است با وسائل پیشرفته ای امواج صوتی آنها از دیوار خانه ‏هایشان باز گرفته شود و به هنگام لزوم می توان فهمید که آنها در درون خانه چه گفته اند!‏
‏   این سخن شاید در یکصد سال پیش جز به عنوان یک معجزه قابل تصوّر نبود، اما امروز که می بینیم در بسیاری ‏از کشورها چگونگی حرکت اتومبیلها را در جادّه ها با دستگاه رادار از راه دور و بدون حضور پلیس کنترل می ‏کنند; و یا می شنویم دانشمندان توانسته اند از ‏
امواجی که بر بدنه کوزه هایی که در پاره ای از موزه های مصر وجود دارد صدای کوزه گران دو هزار سال ‏پیش را زنده کنند، و یا می شنویم که دستگاه هائی وجود دارد که از طریق امواج حرارتی (امواج مادون قرمز) که ‏از یک دزد یا یک قاتل در محلّی باقیمانده و خودش تازه از آنجا گریخته عکسبرداری کنند و او را از روی آن ‏بشناسند; زیاد شگفت آور نیست.‏
‏   از مجموع آنچه در بالا آوردیم پاسخ سؤالات گذشته روشن می گردد که در عصر انقلاب جهانی مهدی(علیه ‏السلام) نه فقط مسئله عقب گرد صنعتی وجود ندارد بلکه صنایع و تکنولوژی بطرز بی سابقه ای گسترش می یابد ‏ولی تنها در مسیر منافع انسانها و تحقّق بخشیدن به آرمان حق طلبان و آزادیخواهان و تشنگان حقّ و عدالت.‏( حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) / ص246-ص252‏)
[3] بعضی از محققین، تائیدات الهی‎ و معجزات آن حضرت را سه گونه دانسته اند:
1. ‏‎(‎نصرة الملائکة للإمام المهدی علیه‎‎السلام
‎•‎عن الإمام الباقر علیه السلام قال:" لو خرج قائم آل محمد لنصره الله بالملائکة‎‎المسومین والمردفین والمنزلین.... ‏یکون جبرائیل أمامه ومکائیل عن یمینه, واسرافیل‎‎عن یساره, والرعب مسیره أمامه وخلفه وعن یمینه وعن شماله‎"‎
‎•‎وعنه قال‎:
"‎کأنی بالقائم علی نجف الکوفة وقد سار إلیها من مکة فی خمسة آلاف‎‎من الملائکة جبرئیل عن یمینه, ومکائیل عن ‏شماله, والمؤمنون بین یدیه , وهو یفرق‎‎الجنود فی الأمصار‏‎"‎
‎•‎وعن الإمام الصادق علیه السلام ان الإمام المهدی یؤیده الله بثلاثة أجناد‎:‎بالملائکة، وبالمؤمنین، وبالرعب‎.
‎2. ‏‎)‎نصرة الإمام ببعض القوی الکونیة [ الریح‎/‎العاصفة/ الطوفان/ الخسف‎] .
‎3.‏‎)‎جاء فی بعض الأحادیث أن ریحا سوداء تهب فتجعل‎‎معسکرات أعداء الإمام المهدی کأعجاز نخل حاویة‎..
وقصة الخسف فی البیداء الذی‎‎یحدث لجیش السفیانی مدونة فی کل المصادر الحدیثیة السنیة والشیعیة بما فیها ‏صحیحا‎‎البخاری ومسلم‎.‎
[4] إنّما یرکب فرسه فی الکوفة و ینتفذ فرسه، له أعین، له... .
مجلات >فصلنامه موعود>شماره 25، حکومت جهانی در عصر فن‏آوری، حجة‏الاسلام والمسلمین کورانی
[5]مثلا در روایت آمده است : إنّ العلم فی عصره یکون جزئین فیضّم علیه خمس و عشرین جزءاً و یبثها فی النّاس سبعاً و عشرین. همان
[6]ترجمه ی این روایت در ذیل پاورقی (2) گذشت.
[7]http://www.mouood.com/modules.php?name=News&file=article&sid=719
[8]حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) /ناصر مکارم شیرازی/ ص254-ص262
[9]درباره زمان ظهور امام عصر(عج)، روایتی است از امام باقر علیه السلام که در تمام کتب نوشته شده است‎:‎
‎«‎عن ابی جعفر علیه السلام : اِذا قامَ قائِمُنا وَضَعَ اللّهُ یَدَهُ عَلی رُؤُسِ العِبادِ فَجُمِعَ بِها عُقُولُهُم وُ کَمُلَتْ بِهِ اَحْلامُهُم»
امام باقر علیه السلام می ‏فرماید: زمان ظهور امام عصر(عج)  که می ‏رسد خداوند دست رحمتش را بر سر بندگان قرار ‏می ‏دهد، توجه کنید نمی ‏گوید بر سر مؤمنان یا مسلمانان، می‏گوید بر سر همه بندگان، خوب دست رحمت حق که ‏بالای سر شرقی ‏ها، غربی ‏ها، اروپائی ‏ها، امریکائی ‏ها، آسیائی ‏ها می ‏آید، این دست رحمت حقّ چه می ‏کند؟‎‎
می ‏گوید: با دست حضرت حق عقلهای مردم متمرکز می ‏شود. عقل مردم کامل می ‏شود.قبل از ظهور امام عصر(عج)، ‏یکی از شرائط ظهور ترقّی عقل مردم است، یعنی باید این قدر سطح افکار بالا رود، این قدر مغزها باید ترقّی کند ‏که تمام روی کره زمین بتواند یک حکومت را بپذیرد، چون از نظر مردم‏شناسی اجتماعی، اساس و پایه اصلی ‏قدرتهای بزرگ در دنیا بر مقیاس و معیار صلاحیت عقلی مردم است، اگر عقلها بالا برود یک قانون بر سر همه سایه می‏اندازد. اگر رشد عقلی ‏افزایش یابد یک حکومت همه را اداره خواهد کرد پس معیار رشد عقلی است. و امام باقر علیه السلام می‏فرماید: قبل ‏از ظهور و حکومت امام عصر علیه السلام عقلها باید بالا برود‎.
[10]مراد از خودبخود اینست که  روحیه خود مردم برای یک سازندگی نو آماده شود. این مسلم است که اگر زندگی بر مبنای لذت باشد زندگی حیوانی است. در زندگی حیوانی جنگ و جدال و تنازع زیاد است بر عکس ‏در زندگی انسانی صفا و صمیمیت و برادری است‎.‎
و وقتی که تزاحم بین انسانها زیاد شد، گناه بسیار می‏شود، گناه بسیار، مردم را ناراحت می‏کند ظلم بسیار، مردم را بجان ‏می‏آورد، و بشر را برای پیدا شدن حکومت نورانی، یک حکومت ربّانی یعنی حکومت فرزند امام عسکری علیه ‏السلام آماده و مهیّا می‏کند‎.‎ پس تقاضای مردم لازم است ، و اگر در روایات یکی از شرائط ظهور، پر شدن جهان از بیداد و ستم، از ظلم و تجاوز قرار داده شده است ( بِهِ یَمْلاَُ اللّهُ اْلاَرْضَ قِسْطَاً وَ عَدْلاً بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلْماً و جُورا ً)، در واقع بیان کننده ی چنین ‏زمینه و تقاضایی است.
یکی از جامعه شناسان درباره سازندگی خودبخود مثال می ‏زند، می ‏گوید:
در آن موقعی که «آبراهام لینکلن» آمد و قضیه بردگی را لغو کرد، در واقع این آبراهام لینکلن لغو کننده مسئله بردگی نبود، بلکه این همان تحول خودبخود بود، روحیه مردم برای پذیرش لغو بردگی آماده بود، او از فرصت و موقعیت استفاده کرد. بنابراین اگر روحیه جامعه بصورتی درآید که برای تحول و دگرگونی آماده باشد، خودبخود ملّتها بهم نزدیک می‏شوند، و خودبخود دنیا به صورت یک ملّت درمی ‏آید.
[11] نمونه کوچک آن واقعه ی نماز بارانمرحوم آیة الله آقا سید محمد تقی خوانساری «رضوان اللّه علیه» است،  قم گرفتار بی بارانی شد. مردم تصمیم ‏گرفتند برای نماز به مصلی بروند. مرحوم آیة الله خوانساری امامت جماعت را پذیرا شد و فرمود: من حاضرم ‏بروم برای صلاة استسقاء. به مردم خبر دادند. با تمام آدابی که اسلام گفته؛ پا برهنه، بچه‏ ها را از مادرها جدا کنند، ‏گریه، شیون، با این حال حرکت کردند. رودخانه شهر خشک شده بود، یک عده داخل رودخانه راه می‏رفتند و یک ‏عده جوان خام هم متلک می‏گفتند، می‏گفتند: توی رودخانه نروید آب شما را می‏برد! اما اینها اعتنا نکردند و رفتند. ‏این جریان در موقع جنگ جهانی بود. پایگاه نظامی‏های آمریکا در خاکفرج بود آمریکائیها دیدند که جمعیت می‏آید، ‏خیال کردند می‏خواهند به پایگاه حمله کنند، تمام مسلسلها را سوار کردند که مردم را بکوبند، رئیس شهربانی نزد ‏آمریکائیها رفت، گفت: مردم می‏خواهند نماز بخوانند، دعا کنند به شما کاری ندارند، مردم آمدند، آمریکائیها هم نگاه ‏می‏کردند، همه پشت مسلسل مواظب بودند. مرحوم آسید محمد تقی خوانساری آمد دعا خواند، نماز خواند، با فاصله ‏کم، بارانی آمد عجیب. وقتی باران آمد آمریکائیها تکان خوردند، بوسیله رئیس شهربانی از مرحوم آقا سیدمحمد تقی ‏خوانساری وقت گرفتند، اُمراء و فرماندهان بزرگ آمدند، مثل اینکه داخل کلیسا در مقابل محراب زانو می‏زنند! ‏آمدند مقابل آقای آسیدمحمد تقی زانو زدند، گریه کردند التماس کردند، دستها را هی حرکت دادند، مترجم گفت: ‏اینها می‏گویند: آقا تو مسیح زمانی، تو مستجاب الدعوه‏ای، تو که دعا کردی باران آمد، دعا کن، جنگ تمام شود، ما ‏پیش زن و بچه‏ مان برویم، ما به جان آمدیم!
پس  سربازی که در غربت مانده، و صدمه ‏ای هم ندیده تا یک جرقه روحانی می‏بیند، می‏آید التماس می‏کند دعا کن ‏ما نجات پیدا کنیم.
[12]http://www.baharesabz.org/imammahdi/yoosof/monji10.htm
[13]نساء/157
[14]کتاب العرائس الواضحة لعبد الهادی الابیاری/ص209
[15]‏ کتاب عقد الدرر.
[16] این نکته ثابت گشته است که: خداوند پیامبرش حضرت عیسی(ع) را به آسمانها بالا برد و بر این امر آیه ی 157/نساء گواهی می دهد و همچنین احادیثی دلالت دارند. در احادیث وارد شده است که آنحضرت زنده است و در زمان ظهور امام زمان (ع) از آسمان نزول می کند  و به آنحضرت اقتدا می نماید.
حال باید دید که حکمت این کار خداوند چه بوده است؟ آیا غیر از این است که خداوند خواسته است حضرت عیسی(ع) را برای روزی بزرگ و هدفی عظیم ذخیره بنماید.  تصور کنید که مسیحیان جهان شاهد صحنه ی اقتداء حضرت عیسی(ع)  به امام زمان(ع)  باشند آیا در این صورت کسی به جنگ با امام زمان(ع)  می پردازد پس دیگر نیازی به اسلحه نیست.
از امام باقر (ع) روایتی وارد شده است که مهدی(ع)   تورات و انجیل واقعی را از زمینی بنام انطاکیه استخراج می کند. حال آیا هیچ یهودی در عالم باقی می ماند که به آن حضرت ایمان نیاورد، با اینکه می بیند در الواح تورات بیان گردیده که مهدی(ع)   چه اوصافی دارد.
شکی نیست که این تحولات عظیم،  تاثیر شگرفی بر سایر ملل و ادیان می گذارد وآنها را هم وادار به تسلیم می کند، این چنین است که ملتها و حکومتها گروه گروه به امام زمان (ع) ایمان می آورند و اسلام همگانی می شود.
مخصوصا اگر یاس و خستگی ملتها ازجمیع مکاتب و تمدن بشری و همچنین ترس از نابودی و هلاکت نسل بشر به این مساله ، اضافه گردد، که در این صورت ملتها بدنبال مصلحی می گردند که آنها را از این بدبختیها برهاند.
( المصدر : قراءة فی کتاب ‏الامام المهدی من المهد الی الظهور للسید کاظم القزوینی )‏
[17] از وسائلی که موجبات پیروزی  پیامبر(ص) در جنگها رافراهم نمود سلاح ترس بوده است چنانکه خود آنحضرت فرمود : من به ترس یاری شدم و قرآن هم در این باره می فرماید : و در دلهایشان ترس افکند: گروهی را می کشتید و گروهی را اسیر می کردید احزاب /26 . و چه ارزشی دارد اسلحه در دست کسانی که در دل آنها رعب وجود دارد ، در حدیثی از امام صادق (ع)  در وصف پرچم آنحضرت آمده است: رعب به اندازه یک ماه راه ، جلو، و یک ماه ، عقب سر، و یک ماه ، از طرف راست ، و یک ماه از طرف چپ آن پرچم، سیر می کند.
حال شما تصور کنید که امام خمینی (ره) یکی ازسیربازان امام مهدی (ع) باشد،اگر او توانسته است این همه ترس دردل نیروهای استکباری بکند ، پس چگونه است حال آنحضرت ، و در واقع  سربازان آنحضرت از ایمان قوی برخوردار هستند و همین نیروی  ایمان موجب ترس در دل دشمنان اسلام می گردد.
[18]حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) / ص252-ص254

 

 



برچسب ها : آیا امام زمان (عج) از تکنولوژی ،تمدن و سلاح جدید استفاده می کند؟ ,

دسته بندي : موضوعات متفرقه دینی و مذهبی-
چهارشنبه 30 مهر 1393 | 12:43

شما عاشق شدین؟
نويسنده : سید ابوالفضل
یکشنبه 27 مهر 1393 | 21:43

رسول اکرم صلی الله علیه وآله و اخبار غیب
نويسنده : سید ابوالفضل

رسول اکرم صلی الله علیه وآله و اخبار غیب
روایات بسیاري از طرق شیعه و سنی رسیده است که رسول اکرم صلی الله علیه وآله و ائمه علیهم السلام در موارد متعددي از غیب
و وقایع آینده خبر داده اند .
ماه رمضان نزدیک می شد ، رسول اکرم صلی الله علیه وآله خطبه مفصلی خوانده و ضمن آن از عظمت و معنویت ماه رمضان
سخن گفت قسمتی از فرائض و سنن را توضیح داد و مردم را به اداي وظایفشان تشویق کرد .
علی علیه السلام می فرماید : ضمن خطبه پیغمبر به پا خاستم و پرسیدم :
یا رسول الله ، چه عملی در ماه رمضان از همه برتر و بهتر است ؟ در جواب فرمود : اجتناب از گناه ، سپس رسول اکرم صلی الله علیه
وآله گریه کرد ، گفتم : یا رسول الله ! چه چیز گریه ات آورد ؟ فرمود : گریه من براي مصیبتی است که در این ماه بر تو وارد می
شود گویی می بینم که در پیشگاه خداوند نماز می گزاري و شقی ترین مردم ضربتی به سرت می زند که ریشت از آن ضربت به
خون خضاب می شود علی علیه السلام گفتن یا رسول الله ! این حادثه در موقع سلامت دین من به من می رسد ؟ فرمود : بلی در
سلامت دینت .



برچسب ها : رسول اکرم صلی الله علیه وآله و اخبار غیب ,

دسته بندي : موضوعات متفرقه دینی و مذهبی-
دوشنبه 21 مهر 1393 | 15:23

ارکان دولت بنی امیته متزلزل نشد مگر به کشتن امام حسین علیه السلام ./نظر دانشمندان اهل سنّت
نويسنده : سید ابوالفضل

محمد علی جناح موسس کشور پاکستان
هیچ نمونه اي از شجاعت و فداکاري و شهامت بهتر از آن که امام حسین علیه السلام نشان داد در جهان پیدا نمی شود ، به عقیده
من تمام مسلمانان جهان باید از شهیدي که خود را در سرزمین عراق قربان نمود پیروي کنند و از مکتبش سرمشق بگیرند .
-2 عبدالله علائلی دانشمند و نویسنده معروف اهل تسنن
هر کس در زندگی دو روز دارد : روز زنده شدن و روز مرگ ، ولی تو اي حسین تنها یک روز داشتی : روز زنده شدن و حیات ،
زیرا تو هرگز نمردي ، تو جان شیرین خود را بر سر عقیده پاك و هدف بزرگ و آرمان مقدس خویش نهادي .
( به همین دلیل تا حق و حقیقت و اسلام در جهان زنده است تو هم زنده اي . ( 199

سخن شیخ محمد محمود مدنی
شیخ محمد محمود مدنی استاد و رئیس دانشکده شریعت دانشگاه از هر می گوید :
امام حسین علیه السلام شهید نمونه و برجسته مجاهدان راه خدا دید بال و پر شکسته و باطل از چهار سو راه را بر آن بسته است خود
را دید که شاخ درخت نبوت و پسر آن امام شیر دلی است که هرگز از بیم و ذلت سر به زیر نینداخت .
خود را دید که برطرف کردن این حزن و اندو 0 و از میان بردن این تاریکی ها از او خواسته شده است صدایی از اعماق دلش او را
ندا می کرد : تو اي پسر پیغمبر ، براي رفع این شداید هستی خدا با جد تو تاریکی ها را برطرف و حق را ظاهر و باطل را باطل
ساخت تا بر او این آیه نازل شد (اذا جاء نصر الله والفتح )
و مردم گروه گروه در دین خدا وارد شدند پدر تو همان شمشیر برنده اي بود که در نیام نرفت تا گردن هاي مشرکان را ذلیل
توحید ساخت .
برخیزد اباعبدلله مانند پدر و جدت جهان کن و از دین خدا حمیایت کن ، و ستم کاران را دفع کن و زمین را از پلیدي بغی و ستم
پاك ساز .
خاندان اصحاب تو خوار شده اند و بانوان و فقرا و اطفال و یتیمان و بیوه زنان بیچاهر گشتند .
پس چه کسی این همه گرفتاري و پریشانی و فشار و ظلم و ستم را برطرف می سازد اگر تو برطرف نسازي ؟ و چه کسی براي
نجات امت قیام می کند اگر تو قیام نکنی ؟ گویی امام حسین علیه السلام این صداها را از اعماق دلش می شنید که او را به این
نداي موثر ندا می کرد ، و شب و روز به او اصرار می ورزید .
پس امام حسین علیه السلام چاره اي جز پاسخ به این ندا و اجابت این صدا نداشت و به کسانی که او را از قیام باز می داشتند و می
ترساندند التفاتی نکرد و شدت و قساوت دشمن او را از جهاد در راه خدا باز نداشت ، زیرا او مجاهدي بود که به امر خدا قیام کدر
و برایش تفاوت : داشت که به ظاهر مغلوب باشد یا منصور ، چون هر دو حال برایش شرافت بود (هل تربصون بنا الا احدي
( الحسنیین )( 200
پس او در راه خدا و حق شهید شد و دشمن به لعنت خدا و فرشتگان و مردم گرفتار شد و او به بزرگ ترین درجات در نزد خدایش
( رستگار شد : (مع الذین انعم الله علیهم من النبیین و الصدیقین و الشهدائ والصالحین )( 201
-4 نویسنده اهل سنت
یکی از نویسندگان اهل سنت پس از آن که شرایط و اوضاع عصر امام حسن مجتبی علیه السلام با عصر امام حسین علیه السلام
شرح داده می گوید :
ما نمی توانیم بگوییم امام عازم بود با یزید بیعت نکند و هر چند کشته شود ، زیرا ممکن نبود امام با یزید بیعت کند ، و اگر بیعت
می کرد و مردم او را امام به حق می شمردند و او براي تغییر دین فرصت می یافت از این جاست که گفته اند :
ان الحسن فدي دین جده بنفسه واهله و ولده و ما تزلزلت ارکان دوله بنی امیه الا بقتل الحسین علیه السلام .
یعنی : حسین علیه السلام جان خود و اهل و اولاد خویش را فداي دین جدش کرد و ارکان دولت بنی امیته متزلزل نشد مگر به
کشتن امام حسین علیه السلام .
همین نویسنده در جاي دیگر می گوید :
دولت بنی امیه پس از شهادت آن حضرت دیري نپایید و شصت و چند سال را به پایان نرساند و کشتن امام درد کشنده اي شد که
در اندام حکومت آنان جا گرفت تا سرانجام آنان را هلاك کرد و خونخواهی امام فریادي بود که دل ها و گوش هاي مردم با آن
فتح می شد .
با توجه به این مصالح و اوضاع و اصول و ملاحظه مقام امام ، آیا کسی می تواند در ضرورت این قیام تردید کند ؟ و آیا حتی با
قطع نظر از مقام امامت اشکالی دارد که امام همین برنامه اي را که اجرا کرد با پیش بینی عاقبت کار انجام دهد .
تفاوت نمی کند که فواید و آثار را نتایج قیام بگوییم یا هدف بشماریم ، بحث لفظی نداریم ممکن است به این تغییر ادا کنیم که :
این فواید و آثار ، حکمت تعبد و تکلیف امام به شهادت است و ممکن است بگوییم : این فواید و آثار ، هدف و قیام و قبول
( شهادت است . ( 202
رمز قرآن از حسین آموخیتم
هر که پیمان با هو الموجود بست
گردنش از قید هر معبود درست
ما سوي الله را مسلمان بنده نیست
نزد فرعونی سرش افکنده نیست
عقل گوید شاد شو آباد شود
عشق گوید بنده شود ، آزاد شو
عشق را آرام جان حریت است
ناقه اش را ساربان حریت است
آن امام عاشقان پور بتول
سرور آزادي زبستان رسول
الله الله باي بسم الله پدر
معنی ذبح عظیم آمد پسر
بهر آن شهرزاد خیر العمل
دوش ختم المرسلین نعم الجمل
در میان امت آن کیوان جناب
همچو حرف قل هو الله در کتاب
چون خلافت رشته از قرآن گسیخت
حریت را زهر اندر کام ریخت
خواست آن ، سر جلوه خیر الامم
چون سحاب قبله باران از کرم
بر زمین کربلا بارید و رفت
لاله در ویرانه ها کارید و رفت
تا قیامت قطع استبداد کرد
موج خون او چمن ایجاد کرد
مدعایش سلطنت بودي اگر
خود نکردي با چنین سامان سفر
دشمنان چون ریگ صحرا لا تعد
دوستان او به یزدان ( 203 ) هم عدد
سر ابراهیم و اسماعیل بود
شرح آن جمال را تفصیل بود
تیغ بهر عزت دین است و بس
مقصد او حفظ آیین است و بس
خون او تفسیر این اسرار کرد
ملت خوابیده را بیدار کرد
تیغ چون ال از میان بیرون کشید
از رگ ارباب باطل خون کشید
نقش الا الله در صحرا آموختیم
زآتش او شعله ها اندوختیم
شوکت شام و فر بغداد رفت
دولت غرناطه هم بر باد رفت
تا ما از خیمه اش لرزان هنوز
تازه از تکبیر او ایمان هنوز
اي صبا اي پیک دور افتادگان
( اشک ما را بر مزار او رسان ( 20



برچسب ها : نظر دانشمندان اهل سنّت , ارکان دولت بنی امیته متزلزل نشد مگر به کشتن امام حسین علیه السلام ./نظ ,

دسته بندي : موضوعات متفرقه دینی و مذهبی-
دوشنبه 21 مهر 1393 | 15:10

هزار حج و هزار عمره
نويسنده : سید ابوالفضل

هزار حج و هزار عمره
((عبداللّه بن نیمون قدّاح )) ، از حضرت ابی عبداللّه ، می گوید : محضرش عرض کردم :
براي کسی که به زیارت امام حسین (ع ) رود در حالی که به حق آن حضرت عارف و آگاه بوده و هیچ استکبار و استنکافی از
زیارتش نداشته باشد چه اجر و ثوابی می باشد ؟
حضرت فرمودند : براي او ثواب هزار حجّ و هزار عمره مقبول می نویسند و اگر شقی بوده سعید محسوبش می کنند و پیوسته در
( رحمت خدا غوطه ور است . ( 63
هرکه دارد به دلش مهر شه کرببلا
بشتابد به زیارت که دیگر آزادست
عازم کوي حسینم عزیزان به نوا
( زائر کوي حسین روز جزا دلشادست ( 64



برچسب ها : هزار حج و هزار عمره , ثواب زیارت امام حسین ع , زیارت امامحسین , زیارت امام حسین ع , یا حسین شهید ,

دسته بندي : زیارت جانسوز حرم رویایی امام حسین کربلا موضوعات متفرقه دینی و مذهبی-
یکشنبه 20 مهر 1393 | 21:30

نفرین حضرت اسماعیل
نويسنده : سید ابوالفضل

نفرین حضرت اسماعیل
گوسفندان حضرت اسماعیل (ع ) کنار شط و نهر و آب فرات میچریدند که چوپان براي حضرت خبرآورد که چند روز است
گوسفندان از این مشرعه آب نمی خورند .
حضرت اسماعیل (ع ) سبب آن را از خداوند متعال پرسید ؟ ! حضرت جبرئیل (ع ) نازل شد و فرمود : اي اسماعیل سبب آن را از
گوسفندان سئوال کن آنها به تو میگویند .
حضرت اسماعیل (ع ) از گوسفندان سئوال کرد که به چه جهت آب نمی خورید ؟
گوسفندان به زبان فصیح گفتند : بما خبر رسیده که فرزند تو حسین (ع ) که نوه دختري پیغمبر محمد صلی علیه و آله است در
اینجا تشنه کشته می شود . پس ما هم بخاطر این مصیبت محزون و مهموم هستیم و از این شریعه آب نمی خوریم بیاد آن اندوه و
غم و غصه اي که برامام حسین (ع ) وارد شده .
حضرت اسماعیل ناراحت و گریان فرمود : چه کسی او را بقتل می رساند . گوسفندان گفتند : قاتلین آن بزرگوار نفرین شده
آسمانها و زمین ها و همه خلایق است .
( حضرت اسماعیل (ع ) نالان و گریان فرمود : بارالها بر قاتلین حضرتش لعنت فرست . ( 17
فاش از فلک بر آن تن بی سرگریستی
ز آنروز تا به دامن محشر گریستی
زاشک ستاره دیده ي گردون تهی شدي
بروي بقدر زخم تنش گر گریستی
ایکاش چون فلک بدي اعضا تمام چشم
تا بهر نور چشم پیمبر گریستی
کشتند و از نشان ز مسلمانی ایدریغ
آنرا که از غمش دل کافر گریستی
آه از دمی که بادل چاك از پی دفاع
( خواهر بنعش چاك برادر گریستی ( 18

. 223 ، ناسخ 273 منتخب طریحی 49 ، -17 بحار الا نوار: 44
. -18 نوحه سینه زنی و زنجیرزنی ، ص 42



برچسب ها : نفرین حضرت اسماعیل ,

دسته بندي : حرم رویایی امام حسین کربلا موضوعات متفرقه دینی و مذهبی-
یکشنبه 20 مهر 1393 | 21:3

فیلم حرمله لعنت الله علیه
نويسنده : سید ابوالفضل

http://www.shahrequran.ir/attachments/2497d1413102076-1.jpg

http://www.shahrequran.ir/attachments/2498d1413102076-17.jpg

http://www.shahrequran.ir/attachments/2499d1413102076-18.jpg

http://www.shahrequran.ir/attachments/2500d1413102263-22.jpg

http://www.shahrequran.ir/attachments/2501d1413102263-23.jpg

http://www.shahrequran.ir/attachments/2502d1413102263-24.jpg

 

http://www.shahrequran.ir/attachments/2504d1413102479-27.jpg

لطفا هر کس فیلم را دید منتشر بکند

لینک فیلم کلیک کنید

بعد از دیدن فیلم زیارت عاشورا را بخوانیدکلیک کنید



برچسب ها : تصاویر فیلم کوتاه حرمله لعنت الله علیه , فیلم حرمله لعنت الله علیه , حرمله , حرمله حرامزاده , فیلم کوتاه حرمله لعنت الله علیه , فیلم حرمله ,

دسته بندي : امام حسین یا حسین شهید موضوعات متفرقه دینی و مذهبی-
یکشنبه 20 مهر 1393 | 12:6

یادمون نره روز عاشورا و توی زمین کربلا چی گذشت!
نويسنده : سید ابوالفضل

یادمون نره روز عاشورا و توی زمین کربلا چی گذشت!




f]



برچسب ها : یادمون نره روز عاشورا و توی زمین کربلا چی گذشت! ,

دسته بندي : موضوعات متفرقه دینی و مذهبی-
شنبه 19 مهر 1393 | 6:37

بسم اللّه نگفت...
نويسنده : سید ابوالفضل





آقا حضرت صادق آل محمّد (ص) فرمود:اگر شيعيان ما در ابتداء و شروع به كارها ((بسم اللّه )) را ترك كنند، خداوند متعال آنها را به مكروهى مبتلا مى كند، تا متنبه شوند و شكر و ثناى او را بجا آورند. بعد فرمود:...
يك روز عبداللّه بن يحيى محضر مقدس ((آقا اميرالمؤ منين على (ع )) مشرف شد. مقابل حضرت كرسى و صندلى بود، حضرت به عبداللّه امر فرمودند كه روى صندلى بنشيند.
همينكه عبداللّه خواست روى كرسى و صندلى بنشيند، صندلى برگشت و عبداللّه واژگون شد و مُحكم به زمين افتاد و سرش ‍ شكست و خون جارى شد و از شدّت درد متاءلّم گرديد.
آقا حضرت على (ع ) آب طلبيد و سر عبداللّه را با آن شست و شو و پاك فرمودند.
بعد دست مباركشان را روى سر عبداللّه كشيدند، گويا اصلاً هيچ اتّفاقى نيفتاده .

سپس فرمودند: ((الحمد للّه كه خداوند متعال گناهان شيعيان ما را در همين دنيا پاك فرمود)).
الحمد للّه رب العالمين كه خدا ابتلا و گرفتارى دنيا را موجب خلاصى و نجات و پاكى گناهان شيعيان ما قرار داد تا عبادات و طاعات آنها سالم بماند و مستحق ثواب شوند.

عبداللّه عرض كرد: يا اميرالمؤ منين ، آيا كيفر و جزاى گناهان فقط در دنيا داده مى شود؟!
حضرت فرمود: بله ، مگر فرمايش گهربار ((حضرت پيغمبر اكرم (ص )) را نشنيدى كه فرمود: دنيا زندان مؤ من و بهشت كافر است .

خداوند متعال ؛ شيعيان ما را به اين بلاها گرفتار مى كند كه از آلودگى گناه پاك شوند. و خداوند سبحان ؛ در سوره شورى فرموده : هر رنج و مصيبت و گرفتارى و بلا به شما مى رسد، همه از اعمال زشت وبد شماست ، در صورتيكه خدا خيلى از گناهان شما را عفو مى كند و روز قيامت ثواب عبادتهاى شما را مى دهد.

ولى دشمنان ما را در همين دنيا جزاى عبادتهايشان را مى دهد، چون عبادتهاى آنها از روى اخلاص نيست و ((ولايت )) ما را ندارند، پس ‍ اعمال آنها ارزش و قيمت و بهايى ندارد و زمانيكه در قيامت وارد شوند، گناهانشان را به آنها نشان مى دهند و به خاطر بغض و عداوتى كه با ((آل محمّد (ص ) )) داشته اند، آنها را در آتش جهنّم مى اندازند.

عبداللّه عرض كرد: يا اميرالمؤ منين متوجّه شدم ، ولى مى خواهم بفهمم چه گناهى در اينجا از من سر زده كه ديگر مرتكب آن نشوم .
حضرت فرمود: ((وقتى مى خواستى بنشينى بسم اللّه الرحمن الرحيم نگفتى )).

آيا نمى دانى كه ((پيغمبر اكرم (ص ) )) فرمود:
((هر كارى كه مى خواهى شروع كنى اوّل با نام خدا شروع كن . زيرا هر كارى كه بدون نام خدا شروع شود به پايان نرسد.))



برچسب ها : بسم اللّه نگفت... ,

دسته بندي : موضوعات متفرقه دینی و مذهبی-
جمعه 18 مهر 1393 | 6:34

مولی در حدیث غدیر به معنای ولی و سرپرست است یا دوست ؟
نويسنده : سید ابوالفضل

مولی در حدیث غدیر به معنای ولی و سرپرست است یا دوست ؟

 

ماجرای غدیر خم از اتفاقات متواتر و قطعی بین تمامی مسلمانان با هر گرایش و مکتبی است و خاصه(شیعه) و عامه(سنی) پیرامون وقوع آن اتفاق دارند و هیچ شکی در اصل ماجرا وجود ندارد. اما نکته ای که معمولا به عنوان اختلاف دیدگاه بین اهل مکتب خلفا با شیعه اتفاق می افتد ، این است که شیعیان از این ماجرا دلیلی محکم برای اثبات ولایت و امامت امیرالمومنین حضرت علی (ع) بعد از پیامبر اکرم (ص) می دانند ، اما پیروان مکتب خلفا این ماجرا را تنها معطوف به ابراز محبت و دوستی پیامبر اکرم(ص) به حضرت علی (ع) می دانند. در واقع آنان از حدیث غدیر که پیامبر فرمود : من کنتم مولا فهذا علی مولا . هر که من مولای او هستم ، علی مولای اوست .کلمه مولی را حمل بر معنای دوست می کنند و حدیث را اینگونه استنباط می کنند که هر که من دوست او هستم، علی دوست اوست. و هیچوقت کلمه مولی را به معنای سرپرست، جانشین و خلفیه بر حق پیامبر معنا نمی کنند.

مرحوم علاّمه اميني رضوان الله تعالی علیه در كتاب شريف «الغدير» حدود 27 معنا براي كلمه «مولي» ذكر كرده است.

1-رب (پروردگار)، 2- عمو، 3- عموزاده، 4- فرزند پسر، 5- پسر خواهر، 6-آزادكننده برده، 7- برده آزادشده، 8- برده، 9- مالك، 10- پيرو، 11- نعمت‌گيرنده، 12-شريك، 13- هم‌قسم، 14- همراه، 15- همسايه، 16- مهمان، 17-داماد، 18- خويشاوندان نزديك، 19- ولی نعمت، 20- هم‌پيمان، 21- ولی(سرپرست)، 22-الاولی بالشیئ(سزاوارتر به امور)، 23- سیّد (معنای آزادكننده برده)، 24- محب(دوستدار) 25- ياور، 26- تصرف‌كننده در امور، 27- متولی امور. (الغدير، ج1، ص362 )

با اندکی تامل در مطابقت معانی 27گانه کلمه مولی با حديث غدير درمی‌يابيم كه برخی از معانی فوق حتی بدون بررسی قرینه ها قابل مطابقت با معنای حديث نيستند . به طور مثال هیچوقت نمی توانیم بگوییم ، هر که من عموی او هستم، علی عموی اوست.اگر کسی بخواهد برخی معنای را بکار ببرد،قطعا مستلزم کفر،نادانی و دروغ  بستن به پیامبر خداست.

اما در معانی مختلف کلمه مولی می توان گفت معنای حقيقی واژه مولی غير از اولی به شیء (سزاوارتر به امور) نيست و اولویت و سزاوارتر بودن در همه معانی ديگر لحاظ شده است. در واقع مولی تنها يك معنی دارد و آن اولی به شیء(سزاوارتر به امری) است و اين اولويت، بسته به موارد كاربردش تغيير می‌كند. وقتی در زبان عرب ، مولی به معنای عمویا خواهرزاده یا داماد یا ... استفاده میشود ، این نسبت ها را سزاواتر به امری قرار میدهد. و به نوعی حق اولویت و متولی بودن برای آن  قائل است. علامه امینی در الغدیر از مفسران و دانشمندان بزرگ لغت عرب موارد فراوانی را نقل کرده اند که کلمه مولی را به معنی متولی امر گرفته اند.

در همه زبان ها هم داریم که یک کلمه مشترک به چند معنی مختلف حمل می شود. به طور مثال در زبان فارسی کلمه شیر را به سه معنای مختلف می توان حمل کرد. اول شیر به معنای مایع نوشیدنی و خوردنی. دوم شیر به معنای حیوان درنده ، سوم شیر به معنای شیرآلات بهداشتی که در سرویس های بهداشتی و آشپزخانه و ... استفاده می شود.

حال اگر کسی کلمه شیر را استفاده کند، برای اینکه بفهیم استفاده کننده از کلام کدام یک از این سه وجه شیر مد نظرش بوده است ، معمولا به علامت و نشانه ای که دلیلی باشد برای پی بردن به مفهوم اصلی توجه می کنیم که قرینه نام میگیرد. برای مثال وقتی بگوییم : شیر می خورم. از قرینه کلامی می خورم متوجه میشویم منظور هیچوقت شیر درنده نیست، شاید او ما را بخورد ولی ما هیچوقت نمی توانیم او را بخوریم، و همچنین یر آلات بهداشتی نیز منظور نیست و میگوییم قطعا شیر خوردنی مد نظر است.

آن یکی شیر است اندر بادیه

               آن دگر شیر است اندربادیه

آن یکی شیراست کآدم می‌خورد

          وآن دگر شیر است کآدم می‌خورد

پس در کلمه هایی که معنای متفاوتت و متعددی دارد همواره قرینه های کلامی، مکانی و ...  مخاطب را حمل به معنای مورد نظر گوینده کلام رهنمون میکند. اما همانطور که گفته شد معنایی که پیروان مکتب خلفا بدان پایفشاری دارند، معنای دوست است که با بررسی قرینه های مختلفی که از واقعه غدیر می توان استفاده کرد، ببنیم آیا واقعا مد نظر پیامبراکرم (ص) معنای دوست می باشد.

قرینه های کلمه مولی به معنای متولی و سرپرست

پیامبر چرا باید در چنین زمان و مکانی همه مسلمین را گرد هم جمع آوری کند، آنهایی که حتی مسیرشان با پیامبر برای برگشت از مکه یکی نباشد را همراه خود کند تا چه مسئلی را بدان گوشزد کند؟ آیا مسلمانان نمی دانستند حضرت امیر دوست و بهترین یاور پیامبر است؟ آیا عقل انسان منصف قبول میکند پیامبر جمعیت بیش از صدهزار نفری مسلمان آن را موقع را در یک بیابان بی آب و علف ، در گرمای تند و سوزان گرد هم آورد.سوزش آفتابی که مردم چیزی به زحمت پیدا میکردند تا زیر پا و روی سرشان بگیرند، که انقدر گرما شدید و نفس گیر بود. در چنین شرایطی آب و هوایی و مکانی سختی پیامبر حرفی را بزندکه همه بدان آگاه هستند؟

چرا پیامبر در همان مکه و در هنگام اعمال حج مثل سخنرانی های فراوانی که از ایشان نقل شده است ، این مسئله را نگفتند که حال بخواهند وسط بیابان بگویند؟ آیا غیر از این است که پیامبر با انتخاب این زمان و مکان کاملا مجزا و متفاوت مسئله را جداگانه بازگو کنند ، که زمان و مکان مخصوص به خودش را  داشته باشد تا با دیگر اتفاقات و دستورات ایشان هم راستا گرفته نشود؟ آنوقت این همه متمایز سازی را پیامبر انجام بدهد که یک حرف بدیهی که تمام مسلمانان آن را می دانستند بزند؟

کیست از مسلمان که بگوید محبت و ارادت پیامبر اکرم (ص) نسبت به امیرالمومنین و بالعکس یک رابطه نامشخص است که حال پیامبر بخواهد در چنین شرایط سختی آن را به مردم گوشزد کند. آنانی که معنای مولی در حدیث غدیر را به دوست حمل میکنند ، مثل این است که بگویند مسلمانان آن زمان نمی دانستند که امیر المومنین چه نسبتی به پیامبر دارد. آیا مسلمانان نمی دانستد حضرت علی از کودکی همراه و تربیت شده ایشان می باشند. آیا برای عربی که به قوم و عشیره بسیار افتخار و مباهات میکند و برایش رابطه های اینچنین مهم است  نمی دانستند علی پسر عمو پیامبر می باشد؟ آیا نمی داستند علی داماد پیامبر است؟آیا نمی دانستند پیامبر حضرت علی را به عنوان برادر دینی اختصاصی خود اختیار کرد؟ آیا فهم این مسئله برای مسلمانان سخت است که کسی چنین نزدیکی و غرابتی با پیامبر دارد قطعا دوست و یاور او نیز هست؟

طبق نقل های متعدد تاریخی حتی غیر مسلمانان شهر های دیگه هم آوازه رشادت ها و ایثار گری های  حضرت علی را برای اسلام و پیامبر اکرم(ص) شنیده بودند، چطور مسلمانان از این امور نا آگاه بودند که پیامبر بخواهد تازه به آنها بگوید که  علی را دوست بدارند.

آیا مسلمانان نمی دانستند علی اولین فردی است که اسلام آورد، آیا مسلمانان نمی دانستند حضرت علی کسی که در لیله المبیت جای پیغمبر خوابید و خود را در خطر مرگ قرار داد تا پیامبر از مکه به مدینه حجرت کند یا آیا مسلمانان نمی دانستند که حضرت علی در جنگ بدر چه رشادت ها و شهامت هایی از خود به خرج داد که مقام او بیان شد ، لافتی الا علی ، لا سیف الا ذوالفقار ؟ آیا مسلمانان نمی دانستند حضرت علی کسی است که در جنگ خیبر پیامبر فرمود پرچم را به دست کسی میدهم که خدا و پیامبرش او را دوست و او نیز و پرچم را به دست علی داد و او قلعه خیبر که 70مرد جنگی آن را جابجا می کردند، از جا کند تا فتحی برای مسلمانان انجام شد؟

آیا مسلمانان نمی دانستند حضرت علی کسی است که در جنگ احزاب با عمربن العبدود جنگید که هیچکس یارای جنگیدن با او را نداشت، وقتی که پیامبر فرمود  :ضربه علی یوم الخندق افضل من عباده الثقلین و هزاران فضلیت دیگر که جای اینجا نیست، آیا مسلمانان هیچ یک از این فضائل برای حضرت علی را ندیده و نشنیده بودند؟ فضائل و مناقب امیر المومنین بعد از 1400سال به حدی است که حتی غیر مسمانان نیز بدان اقرار دارند و افضل صحابه رسول خدا را ایشان معرفی می کنند، آنوقت مردم مسلمان آن زمان که با اسلام و پیامبر مانوس بودند ، نمی دانستند که حضرت امیر چه جایگاه نزدیک به پیامبر دارد؟

قرینه کلامی دیگر این است که پیامبر قبل از آنیکه حدیث من کنتم مولا و فهذا علی مولاه را بفرمایید از جمعیت حاضر با این جمله شهادت گرفتند:  

   الست اولی بكم من انفسكم؟

آیا من نسبت به شما مسلمانان از خود شما به شما اولی و سزوار تر نیستم؟

و همه مسلمانان نیز فرمایش پیامبر را تصدیق کردند. چرا پیامبر چنین شهادتی را باید قبل از گفتن حدیث غدیر بگیرد؟ خوب چنین فرمایشی مصداق آیه شریفه 6 سوره احزاب است که می فرماید :

النبی اولی بالمومنین من انفسهم

پیغمبر خدا (ص) از خود مسلمانان اولی است که در کارشان تصرف و دخالت کند

در آیه به صراحت بحث اولی و سزاوار بودن پیامبر مطرح می شود و این مسئله اختصاص هم نخورده است و شمول کلی دارد. در واقع زعامت و برتری پیامبر در ابعاد مختلف برای مسلمانان واقعی است. لذا ایشان سزوار تر از هر کسی برای بیان ابلاغ دستوری است و دیگر مسلمانان نیز باید از آن تبعیت کنند.

حال وقتی چنین کلامی درست قرینه و بلافاصله قبل از حدیث غدیر می آید ، باید همان معنایی که در الست اولی بكم من انفسكم ، مستفاد می شود که معنی ولی و سرپرست و سزاواتر بودن به دیگر مومنین را داراست به کلام بعدی که حدیث غدیر باشد نسبت داد.

همه می دانیم که ماجرای غدیر سه روز به طول انجامید برای آنکه بیش از 100 هزار نفر مسلمانی که در آنجا قرار داشتند، لذا قرینه دیگر اینکه هیچوقت نمی توان حدیث غدیر را به معنای دوست گرفت چرا که اگر معنای دوست مد نظر پیامبر بود دیگر اینکه از مردمان بخواهد که با حضرت علی را خطاب به امیرالمومنین کنند و بعد با او بیعت کند،حتی زنان، کاملا بی معنی و عبث می شود.در پایان لازم است بیان شود که علامه امینی در کتاب الغدیر 20 قرینه برای کلمه مولی در حدیث غدیر با توضیحات و تفصیلات مبسوط گرد آوری کرده است که علاقه مندان می توانند بدان رجوع کنند.

مطالب مرتبط :

بررسی معنای «مولی» در حديث غدير

آیه تبلیغ



برچسب ها : مولی در حدیث غدیر به معنای ولی و سرپرست است یا دوست ؟ ,

دسته بندي : موضوعات متفرقه دینی و مذهبی-
چهارشنبه 16 مهر 1393 | 12:34

چه کسی اصطلاح اهل سنت و جماعت رابرگزید ؟
نويسنده : سید ابوالفضل

پس از قتل خلیفه سوم مردم به دو گروه اصلی تقسیم شدند : پیروان حضرت علی و خونخواهان عثمان که به فرماندهی معاویه ملعون رهبری می شدند و پس از صلحی که معاویه با امام حسن داشت ، معاویه فرمانروای مسلمین گشت و آن سال را به نا عام الجماعه (سال جماعت) نامگذاری کرد .بعد از رحلت رسول خدا یعضی از صحابه منافق زمان حضرت رسول خدا هر چقدر که توانستند در شریعت پیامبر اکرم اختلاف ایجاد کردند و مردم را به گمراهی کشاندند و  بسیاری از احکام  را عوض کردند و بدعتهای مختلف در دین گذاشتند و سیره پیامبر که ساده زیستی و حقوق برابر بود و بسیاری دیگر از رفتارهای پیامبر را زیر پای خود گذاشتند . ان شاالله ما به بیان این حقایق از کتب معتبر اهل سنت خواهیم پرداخت که چه بر سر اسلام آوردند !

خواهیم گفت از بی عدالتی آنها در زمان خود پیغمبر اکرم و صب کردن پیامبر در زمان حیاتش به وسیله خلیفه دوم و بی احترامی کردن به سفارشات پیغمبر در خصوص جانشین خود ، یک دانه دخترش ، اهل بیتش که بسیار سفارش آنها را کرد . آن اعتقاداتی که الان اهل سنت دارند تنها بخش کمی از ان چیزی است که پیغمبر گفته است و در واقع آنها پیرو سنت نیستند ، آنها پیرو سنت خلفا سه گانه و حکومت بنی امیه و بنی عباس هستند و از همان ابتدا که حکومت را خلیفه اول در دست گرفت به از بین بردن آنچه که رسول خدا برای آن زحمت کشیده بود پرداختند از آتش زدن احادیث پیغمبر بگیر تا کشتن افرادی که به بهانه پرداخت نکردن زکات و در اصل مخالف بودن با حکومت کشته شدند اما بیشترین شکل گیری اعتقادات اهل سنت زمان حکومت بنی امیه اتفاق افتاد . معاویه که با اصل اسلام مخالف بود و همه تلاش خود را انجام داد که نام رسول الله را از بین ببرد هر چه خواست بر سر اعتقادات عده ی جاهل که به ریسمان الهی(اهل بیت) چنگ نزده بودند انجام داد او مردم را اصرار و وادار به دشنام علی و لعن او بر منبرهای مساجد می نمود که این کار به مدت 60 سال به عنوان سنت قرار گرفت و اگر در خبطها نماز جمعه و غیره سب و دشنام علی را نمی دادند عبادت انها باطل بود.(صحیح مسلم باب فضائل علی ابن اب طالب) حال این احادیث از بهترین کتب اهل سنت بخوانید :

         دوستی علی ایمان و دشمنیش نفاق است . صحیح مسلم ج 1 ص 61 و 48

         تو از منی و من از تو هستم . صحیح بخاری ج 2 ص 76

         هر که من مولای اویم ، پس علی مولایش است. با رالها ، دوست بدار هر که او را دوست دارد و دشمن بدار هر که او را دشمن دارد .    صحیح مسلم ج 2 ص 362 . مستدرک حاکم ج 3 ص 109 . مسند امام حنبل ج 4 ص 281

         هر که علی را دشنام دهد ، مرا دشنام داده ، و هر که مرا دشنام دهد خدا را دشنام داده است و هرکه خدا را دشنام دهد ، خداوند او را با صورت به آتش جهنم خواهد انداخت . مستدرک حاکم ج3 ص 121 . مسند امام حنبل ج6 ص 33 .

لعنت خدا بر معاویه ابن ابی سفیان که آنها طبق احادیث خودشان معاویه فردی منافق و بی ایمان ، دشمن پیغمبر خدا و  خداوند متعال می باشند . این ندانستن تاریخ و اعتقادات است که بگوییم خلفا اهل سنت تنها با حضرت علی کینه داشتند ، دشمن اصلی آنها پیغمبر اکرم بود و لی چون نمی توانستند به پیغمبر آسیبی برسانند و به خواستهای خود برسند تمام عقدهای خود را بر سر حضرت علی خالی کردند.این فرد ملعون توسط خود پیغمبر اکرم به شهادت کتابهای خودشان نیز لعن شده است:

         رسول خدا (ص) ابوسفیان را دید که بر چهار پایی سوار بود و معاویه آن را می کشید و یزید(برادر معاویه ملعون) از پشت سر آن را به حرت وا میداشت ، پس رسول خدا فرمود : لعنت خدا بر او که سوار است و بر او که آن را می کشد و بر او که از پشت به حرکت وا می دارد.   تاریه طبری ج11 ص 357

در یکی از سفرها همراه رسول الله بودیم ، پس شنیدیم که دو نفر ترانه می خوانند و یکی دیگیری را جواب می دهد . ناگهان رسول خدا فرمود : ببینید این دو نفر چه کسانی هستند ؟ گفتند : معاویه و عمر بن عاص . رسول خدا دستها را به آسمان بلند کرد و فرمود : خداوندا ! آنها را واژگون ساز و هر دو را در دورزخ افکن .(منبع را بزودی می زارم حدیث دیگری در صحیح بخاری هست که اضافه خواهم کرد.)

در حکومتی که با لعن علی و در واقع اهل بیت پیغمبر باعث ترفیع رتبه در دستگاه حکوتی خواهی داشت و بر عکس اگر دوستی ثابت شود بین او و خاندان پیغمبر تمامی سهمیه او از بیت المال مسلمین قطع خواهد شد و خونش و زنانش حلال می شوند برای بقیه ، خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل که چه بر سر دوستان اهل بیت آورند و در مقابل منافقان زمان پیغمبر چه جایگاهی پیدا کردند که الان اگر از یک سنی در مورد یکی از صحابه بخواهی صحبت کنی حتی اجازه فکر کردن به خود نمی دهد و بدون استثنا همه آنها را صاحب عدالت و پیروی از آنها را باعث سعادت می داند و در مقابل تا بخواهی یک کلام از اهل بیت پیامبر بگویی گوشهایشان کر و چشمهایشان نابینا می شود از شدت تعصب و کور دلی .و خنده دار این جاست که آنها خود را محب اهل بیت می دانند و ما را متهم به زیاده روی در محبت اهل بیت معرفی می کنند (ان شا الله به تک تک موضوعات جداگانه خواهم پرداخت).

غرض ستمی بود که شیعیان علی از زمان فوت پیغمبر اکرم که تعداد بسیار کمی داشتند و در زمان حکومت ایشان عده ای مردم فهمیده بودند که سالها در حکومت سه خلیفه  چه بر سر اسلام آمده بود و عده ای هم آن زمان به جرگه محبین ایشان اضافه شدند و در تمامی این سالها مدافعین از اهل بیت پیامبر مورد ظلم و ستم فراوان قرار گرفتند و بالاخره در حکومت خلفای ملعون بنی عباس که اوج دشمنی و شیعه کشی در آن زمان بود که برای اشاره می گویم ضرب المثل به درد لای جرز دیوار می خوری از آن زمان شکل گرفت که شیعیان و محبین علی را به جرم دوست داشتن او در ساخت و سازهای بنی عباس لای دیوارهای ساختمانی می گذاشتند و در همچین خفه قانی برای شیعیان علی آقایان اهل سنت با حمایت حکومتهای وقت شکل گرفتند و چهار مذهب مختلف اهل سنت (شافعی ، حنبلی ، مالکی ،حنفی) در آن زمان با احتهادات این چهار مرد شکل گرفت و بعد از آن هم باب اجتهاد بسته شد(امری غیر عقلی) تا تعداد بیش از این نشود(چون نفرات دیگری هم ادعای اجتهاد کرده بودند) و مردم پیرو سنت از یکی از این چهار نفر پیروی کنند . البته شیعه کشی در عصر حاضر هم نیز در جریان است و هنوز پای درخت ولایت خونهای بسیاری در حال ریختن می باشد هنوز هم عده ای که دشمن خدا هستند به بهانه بهشت رفتن خون برادران و خواهران من و تو را دز افغانستان ، پاکستان ، عراق ، لیبی و بسیاری از کشورهای مسلمان می ریزند تنها به جرم این که پیرو علی هستند و این اصلی ترین دلیل است که من را وادار می کند مطالبی را برای این وبلاگ بنویسم هر چند که خواننده ای هم نداشته باشد . این خونهای ریخته شده بر زمین است که من را وادار می کند که وقت بگذارم حتی شده برای یک نفر که بیاید این مطالب را بخواند و از حقانیت مکتب خود بیش از پیش آگاه شود و در مقابل دشمنان خدا و ولایت خدا را بخوبی و آگاهی کامل بشناسد.

به یاری خدا می خواهم از عدالت نداشته بعضی از صحابه صحبت کنم و اختلافاتی که در دین ایجاد کردند به نام پیروی از سنت و بدعتهای که در دین گذاشته شد که بخشی از این حرفها را در مورد عایشه که بسیار برای آنها مورد تقدیر است تا حدودی انجام شد . این مطلب را هم باید بگویم که بنده سعی می کنم بسیار خلاصه حرفها را بزنم با توضیحات بسیار کم و بیشتر دوست دارم کلیدهایی را به شما بدهم که با تفکر در آن به حقانیت مکتب خود بیشتر پی ببرید و تنها مجموعی از احادیثی را جمع آوری کنم از کتب معتبر اهل سنت که برا ی شما راه گشا باشد.



برچسب ها : چه کسی اصطلاح اهل سنت و جماعت رابرگزید ؟ ,

دسته بندي : موضوعات متفرقه دینی و مذهبی-
چهارشنبه 16 مهر 1393 | 12:32


عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

خبرنامه


امکانات
____________________________ ___________ ____________________________
از ما حمایت کنید


____________

پیامبر (ص)

___

پیامبر (ص)

______

پیامبر (ص)

________

پیامبر (ص)

___________

_____________ _____________ ______________ [-Text1-] [-Text2-] [-Text3-] ______________ ______________

آرشيو مطالب

مطالب گذشته

ایت الله مجتهدی تهرانی حتما انشاءالله دانلود بکنین ویرایش شده تاريخ : شنبه 29 فروردین 1394

زیارت عاشورا همراه با ترجمه فارسی تاريخ : چهارشنبه 14 خرداد 1393

زندگينامه امام حسين (ع) تاريخ : سه شنبه 13 خرداد 1393

سخنرانی استاد دارستانی ویرایش شده توبه و گناه تاريخ : جمعه 04 تیر 1395

حکایت فضیل عیاض از زبان استاد دارستانی ویرایش شده تاريخ : جمعه 04 تیر 1395

متن و ترجمه و صوت مناجات حضرت علی ع (حاج سید مهدی سماواتی) تاريخ : پنجشنبه 13 خرداد 1395

یه حدیث و روضه ویرایش شده سید احمد دارستانی تاريخ : دوشنبه 10 خرداد 1395

سید احمد دارستانی - یه بابا زندگی بچشو اماده کرده ویرایش شده تاريخ : شنبه 08 خرداد 1395

(( حضرت زینب س )) ویرایش شده تاريخ : جمعه 31 اردیبهشت 1395

روضه حاج سید مهدی میرداماد تاريخ : جمعه 10 اردیبهشت 1395

ليست صفحات

تعداد صفحات : 4
صفحه اصلي | تالار گفتمان | ثبت نام در انجمن | تماس با ما
یا حسین شهید

Design: Themes.rozblog.com

تمامي حقوق مطالب، تصاوير و طرح قالب براي یا حسین شهید محفوظ است، نقل و استفاده از آنها در سايت ها و نشريات تنها با ذکر منبع مجاز ميباشد

Powered By rozblog and Hosted By Rozblog.com