close
تبلیغات در اینترنت
اموزش کسب در آمد از اینستاگرام
اموزش کسب در آمد از اینستاگرام
_____________ خاطرات کربلا

خاطرات کربلا

align="center"> درباره ما
کاربر مهمان، خوش آمديد ! ( ورود - عضويت ) سلام به سايت یا حسین شهید خوش آمديد !

جمعه 03 آذر 1396

منوي اصلي
منوي اصلي
صفحه اول
حرم معصومين - فيلم ها

آرشيوي مطالب
نقشه سايت
درباره ي ما
ايميل مديريت
ارتباط با ما



موضوعات
امام حسین
اشعار [6]
مناجات [12]
معجزات و اماکن مذهبی [0]
یا حسین شهید
زیارت جانسوز [20]
حرم رویایی امام حسین [22]
کربلا [28]
جهاد در راه خدا [4]
سیره اقا امام حسین [3]
خاطرات کربلا [7]
مداحی زیبا از مداحان مختلف [13]
کتاب-pdf [1]
میلاد ائمه اطهار [3]
دانلود برنامه کوی محبت [4]
ادعیه و زیارت و قران
ادعیه و زیارت و قران [18]
شفای مرض در حرم امام معصوم [0]
قران
سخنرانی
حاج اقا عالی با فرمت rar [3]
صحبت های حاج اقا فرحزاد سمت خدا [1]
دانلود فایل های صوتی حجت الاسلام و المسلمین مستشاری 89 در برنامه سمت خدا موضوع: حکمت عبادات [1]
دانلود فایل های صوتی صحبت های حاج علی اکبری سمت خدا با فرمت rar [1]
دانلود صحبت های حجت الاسلام و المسلمین مهندسی در برنامه سمت خدا -موضوع: توبه و گناه و کیفر و پاداش اعمال [1]
دانلود صحبت های حجت الاسلام والمسلمین رنجبر در برنامه سمت خدا موضوع: شرح نهج البلاغه و لطافت و زیباهای دین [1]
ایت الله مجتهدی تهرانی - درس های اخلاق [3]
سخنرانی ویرایش شده [36]
احادیث
احادیث قدسی [2]
حضرت محمد(ص) [11]
حضرت فاطمه (س) [1]
امام علی ع [2]
امام حسن ع [0]
امام حسین ع [11]
امام علی ابن الحسین ع [3]
امام محمد باقرع [2]
امام جعفر صادق ع [7]
امام موسی کاظم ع [1]
امام رضا ع [2]
امام محمد تقی ع [0]
امام علی نقی ع [0]
امام حسن عسکری ع [0]
امام م-ح-م-د-(ع) اللهم عجل لولیک الفرج [2]
شیطان و جبهه باطل
شیطان و جبهه باطل [2]
موضوعات متفرقه دینی و مذهبی- [122]
مولودی [1]
در جمع آوری امضا جهت حمایت از کمپین کودکان برای کودکان سهیم باشید
تصاویر مذهبی
تصاویر اماکن مذهبی و غیره [12]

پربازديدترين مطالب

پيغام کوتاه

نام :
وب :
پیام :
2+3=:
(Refresh)

لينک دوستان
ارسال لينک

نويسندگان
quran خاطره ای رویایی -زیارت حضرت حسین ع
نويسنده : سید ابوالفضل

عصر 29/7/89 درسن 20سالگی همرا با پدر ومادم راهی کربلا شدیم در حالی که همه اشک تو چمشاشون حلقه زده بود و التماس دعا روی لبهای همه زمزمه میشد ....سوار اتوبوس شدیم و راه افتادیم ....توی را ه شوق رسیدن به حرمش حسه عجیبی بود باخودم میگفتم قربونت برم خدا...چرا من ؟خدایا همیشه آرزوم بوده یه روزی رو خاک کربلا بوسه بزنم خدا جونم یعنی دوستم داشتی که منو داری میفرسی به سرزمین مقدسی که خیلیا آرزوشو دارن؟ باورش واسه خودمم سخت بود تا مدتها سکوت رو لبهام بود وفقط فکر میکردم ....خدایا میشه من هیچ وقت به ایران برنگردم و تا آخر عمرم نوکریه آقام حسینو بکنم ...آخه من یه عمره شرمنده حسینم ... حالا که دارم با قلبی سر شار از عشق حسینی پا به اون سرزمین میذارم ای کاش بتونم کوتاهی های گذشته رو جبران کنم و خالی از هر گونه گناه وآلودگی زندگیه دوباره ایی رو بسازم...

وقتی دلم شکست.... وقتی دلم واسه دیدن حرمش به دوردست ها پر میکشید تازه فهمیدم چقدر دوستش دارم و یه عمر ازش غافل بودم و واسش هیچ وقت یاورخوبی نبودم ولی اون باتمومه مهربونی بازم قبولم کرد ومنو به خونش راه داد قربونت برم که انقدر غریب بودی وما هیچ وقت اینو درک نکردیم .
وقتی رسیدیم وبرای اولین بار از دور بارگاه مقدسش رو دیدم بیشتر دلم واسه غربتش سوخت واشک توی چشمام حلقه زد پرچم قرمز رنگی روی گنبدش بود که آدمو به یاد روز شهادت مظلومانش مینداخت ،نزدیک تر رفتم هنوزم باورش واسم سخت بود که الان روبه روی حرم حسینم ایستاده بودم ومحو تماشای .....دستمو روی سینم گذاشتمو سلام دادم یه چیزی تموم وجودمو به آتیش کشید و اشکمو جاری کرد آره حیسن جان من همون بنده حقیری ام که واسه زیارت تو به اینجا اومدم ...من همون عاشق دل سوخته توام که آرزویی جز دیدن و زیارت تو رو نداشتم ممنون از اینکه منو قابل دونستی و دعوتم کردی ولی اخه چه جوری باکوله باری پراز گناه رو خاک مقدست قدم بردارم ...چه جوری ؟؟؟
این سفر توام با حس غریبی همیشه همراهم بود ای کاش میشد میتونستم اونجا بمونمو جونمو فداش کنم اما.......(الان که این مطلبو خوندی شاید از خودت بپرسی....؟یا سوالای زیادی بیاد توی ذهنت ...یا هیچ وقت درکم نکنی....حقم داری منم تا قبل از اینکه خودم برم کربلا نمیفهمیدم دیگران چی میگن.....ولی حالا تنهاآرزوم رفتن دوباره شده...به امید روزی که همه مابتونیم روخاک مقدسش بوسه بزنیم....)


منبع وبلاگ :ــــــــــــــــــخوش به حال کسایی که میرن حرم پاک و پاک میشن .



برچسب ها : منبع وبلاگ :ــــــــــــــــــخوش به حال کسایی که میرن حرم پاک و پاک م , خاطرات کربلا , خاطره رویایی , خاطره پاک شدن , خاطره سفر عشق ,

دسته بندي : خاطرات کربلا
دوشنبه 17 شهريور 1393 | 19:7

عشق خودم و امام حسین-
نويسنده : سید ابوالفضل

سلام و ادب میخوام مطالبی رو بنویسم که همه بدونند من عاشق هستم
عاشق یه اقایی هستم که در برابرش هیچم عاشق کسی هستم که خدا میدونه که وقتی بهش فکر میکنم
نمیدونم چی بگم نمیدونم چجوری بگم نمیدونم چجوری بیانش کنم نمیدونم همین یه زره محبتی هم که به من داده شده از طرف خداست و اون هست که هر چه دارم از اوست
همون طور که گفته شده که هر چیزخوبی که برای خودت میپسندی برای دیگران هم بپسند من همه رو دعوت میکنم که عاشق بشند بیاین به خاطر خدا امام حسین رو دوست داشته باشیم
من عاشق امام حسین هستم و همین عشق باعث شد که بتونم کربلا برم عشقی که اگه من بخوام بعضی از مسایل روبگم میگین این دیوانه هست
اما واقعا ، من این عشق رو با هیچ چیز عوض نمیکنم حتی اگه هر چیزی بگند هر چیزی میخواند بگند من این اعتقاد رودارم مواظب خودم و عملی که انجام میدهم هستم



برچسب ها : عشق خودم و امام حسین- ,

دسته بندي : امام حسین مناجات یا حسین شهید کربلا خاطرات کربلا
یکشنبه 19 مرداد 1393 | 8:47

تاسوعا و عاشورای حسینی در کربلا
نويسنده : سید ابوالفضل
تاسوعا و عاشورای حسینی در کربلا

خدایا شکرت که توفیق دادی عاشورا و تاسوعا رو در کنار بارگاه صاحب عزا در کربلا باشم. من که دلم رو توی مسجد کوفه و شهر نجف جا گذاشته بودم، یواش یواش داشتم به خودم می آومدم و می فهمیدم که توی چه موقع بزرگی در چه مکان بزرگی وارد شدم.

روز های اول در کربلا جمعیت کمی بود و می شد به راحتی زیارت کرد، اما در این دو روز شهر آن قدر شلوغ بود که ورود به حرمین تقریبا غیر ممکن می نمود. شاید یه همچین جمعیتی رو قبلا فقط توی حج تمتع که سال 87 رفته بودم دیده بودم. فکر کنم از سراسر عراق اومده بودند و همچنین از سراسر ایران.

اونقدر ایرانی اومده بود که ما هیچوقت احساس قربت نمی کردیم. روز تاسوعا به خوبی و با عزاداری خوبی تمام شد. توی این روز فرش های حرمین رو جمع کرده بودند و موکت قرمز پهن کرده بودند. درهای ورودی رو هم خاک ریخته بودند تا دسته جاتی که وارد حرم میشند به واسطه زمین پاشون تطهیر بشه. واقعا شلوغ بود و پر عظمت.

در روز عاشورا و بعد از نماز صبح صحنه های نا مأنوس برای من شروع شد، قمه زنی ! از صبح زود، پیر و جوون قمه می زدند. من واقعا طاقت دیدن نداشتم و دائما منتظر این بودم که این مراسم تموم بشه و من بتونم وارد حرم بشم.

تمام شهر رو خون گرفته بود تمام دسته جات بلا استثنا قمه می زدند. خیلی جالب بود که دسته جاتی از ترک ها و اصفهانی ها هم قمه می زدند. واقعا نمی شد به حرمین نزدیک شد. یه بار که خواستم برم توی یکی از حرم ها بین دو دسته قمه زن گیر افتادم و واقعا وحشتناک ترین صحنه های زندگیم تا کنون رو دیدم.

عرب ها خودشون می گن تطبیر! و همه جای شهر هم حکم از مراجع زدند که تطبیر مشکل شرعی نداره. خیلی جالبه با این همه خوشونتی که این مراسم داره - و البته وجهه بسیار بدی که به شیعیان در سر تا سر جهان میده - برای هیچ کس هیچ اتفاقی نمی افته! بعد از یک شستشوی عادی هیچ اثری هم از قمه روی سر باقی نمی مونه. والله اعلم.

بعد از خواندن نماز ظهر و عصر به سمت ایران راه افتادیم. خدایا هزاران بار شکرت که این قبیل توفیقات رو نصیب من می کنی. توفیق بده که به شکرانه نعماتت به بندگانت خدمت کنم . ان شاء الله.

 
-
   
مسجد کوفه

در فقه شیعه چها مکان مقدس وجود داره که به خاطر حفظ شأن و عظمت اونها نماز مسافر در آنجا درست و کامل است. اولین اونا مسجد الحرام هست در مکه که خانه خدا توش قرار داره و همه دورش طواف می کنند. دومیش مسجد النبی در مدینه است که به دست حضرت محمد (ص) ساخته شده است. سومیش حرم امام حسین (ع) هستش که در نزدیکی ضریح مبارک نماز مسافر تمام خوانده میشه.

اما چهارمین مکان همین مسجد کوفه هستش که در نجف قرار گرفته و خانه حضرت علی - که در آن غسلش دادند و کفنش کردند - در کنارش است.

وارد مسجد کوفه که شدم یه حس عجیبی داشتم. چند تا اعمال مستحبی داشت که انجام دادیم و بعد چند تا مقام رو زیارت کردیم. وارد مسجد قدیم کوفه که شدم - همون جایی که حضرت علی (ع) ضربت خورد - یهو قلبم گرفت. همش احساس می کردم که ابن ملجم او گوشه خوابیده و الآن بلند می شه و ضربت  می زنه. لعنت به تو ابن ملجم ، این جمله در تمام وجودم می گشت و از قلبم رد می شد و اونگاه فریاد و قطرات اندک اشک بود که با اون جمله از کل وجودم زبانه می کشید. لعنت به تو که یکی از مردان روزگار رو از بین بردی و همه رو از نعمت وجودش محروم ساختی. من که تا حالا معتقد بودم که لعنت فرستادن کار زیاد جالبی نیست و دون شأن شیعیان هستش به طور نا خودآگاه داشتم این کار رو می کردم.

خدایا ابن ملجم های زمانه رو نیست و نابود کن.

منبع :http://www.moazzen.net/?module=show&cid=167



برچسب ها : مظلوم علی (ع) ، غریب علی (ع) , خاطرات کربلا , خاطره سفر کربلا , سفر کربلا , کربلای معلی , سفر رویایی کربلا , سفر زیبای کربلا , من رفتم کربلا , باور نمیکنم رفتم کربلا , کربلا یا حسین , سفر به کربلا حرم امام حسین , یا حسین شهید , اسلام علیک یا ابا عبدالله الحسین , کربلا , کربلا سفر , سفر به کربلا , خواب یا رویا کربلا , کربلا در خواب , دیدن امام حسین ع , امام حسین ع ,

دسته بندي : خاطرات کربلا
جمعه 03 مرداد 1393 | 17:4

مظلوم علی (ع) ، غریب علی (ع)
نويسنده : سید ابوالفضل

 

ساعت 12 و نیم و بعد از خواندن نماز ظهر و عصر از کرج راه افتادیم. شام رو توی همدان خوردیم و شب به مهران رسیدیم. مهران یک شهر مرزی هست که توی دوران جنگ بسیار خسارت دیده. برای کل کاروان یک خونه تدارک دیده شده بود که نصفی از یک اتاق رو مردها خوابیده بودند و نصف دیگرش رو زن ها.

متاسفانه رئیس کاروان و مداح او که مسئولین کاروان به شمار می رفتند، برخورد خوبی با مسئول کرد اون خونه نداشتند و دائم بهش تیکه می داختند. صبح بعد از نماز بابام که مسئول مهمون خونه را یه گوشه تنها پیدا کرد و شروع کرد به صحبت. معلوم شد که طرف پدر شهید هست و در طول دوران جنگ مسئول جمع آوری شهدای بی شمار منطقه بوده است. مرد بسیار خوب و صمیمی بود و ارادت خاصی به زوار امام حسین داشت.

متاسفانه افرادی مثل من که توی شهر ها زندگی می کنیم عادت کردیم که از روی ظاهر قضاوت کنیم و عمل نماییم. اما این جمله یادمون می ره که :

چه بسیار انسانهای نا زیبایی که قلبی از طلا دارند.

___________________

___________________

_______________________

مظلوم علی (ع) ، غریب علی (ع)

پس از مدت زمانی که توی اتوبوس بودیم به شهر نجف رسیدیم. شهر نجف در واقع همان شهر کوفه تاریخی است با این تفاوت که آن را کاملا در بر می گیرد. در واقع کوفه و مسجد معروف آن جزئی از شهر بزرگ نجف شده است. تنها نقطه خاطره انگیز برای من توی این شهر حرم مطهر امام علی (ع) بود. من همیشه آرزو داشتم خدمت امیر المؤمنین برسم و خدا رو شکر این توفیق نصیبم شد. فکر می کردم بارگاه امام باید بزرگتر از این حرف ها باشه اما خیلی کوچک بود. حد اقل در مقایسه با امام رضای خودمون.

وارد بارگاه این شیر مرد شدم صورتم رو روی زمین گذشتم و اجازه خواستم وارد حرمی بشم که یک عمر با اسمش سعی در رفع مشکلات می کردم. یا علی از این که منو به خونت راه دادی ممنونم. همیشه دلم می خواست مثل تو باشم. این توفیق رو به من بده.

اوالین نماز جماعت را که اونجا خوندیم متوجه موضوع عجیبی شدم. بعد از اذان سیستم های صوتی قطع می شد. و حتی یک نماز جماعت منظم اونجا برگذار نمی شد. خود عرب های اونجا نماز جماعت رو برگذار نمی کردند و جمعیت چند ده هزار نفری که 99 درصد ایرانی بودند به صورت کاملا خود جوش نماز را برگذار می کردند.

حتی نماز ظهر و عصر هم دو رکعتی برگذار می شد! یعنی همه مسافر بودم. من که خیلی دلم می خواست آیت الله سیستانی رو ببینم ، و فکر می کردم برای اقامه نماز میآد، نا امید شدم. از یکی از خدام اونجا پرسیدم ، با من و من جواب داد که به خاطر مسائل امنیتی ایشون از منزل خارج نمی شه. بعضی ها هم معتقد بودند که برای اجرای نماز جماعت مقداری اختلاف بین علما هست. برای ملاقات با ایشون نیاز بود که پاسپورتمون می گرفتیم که متاسفانه این امکان نبود.

من چند تا از بلاد اسلامی رو زیارت کردم، به هر جا که رفتم از علی (ع) اثری دیدم اما چقدر این مردم قدر نشناسند. تمام دنیای اسلام بوی علی می ده ولی علی توی شهر خودشم غریبه، توی شهر خودشم مظلومه! این همه به مردم خدمت کرده ولی من از ایشون مظلوم تر و غریب تر ندیدم

مظلوم علی (ع) ، غریب علی (ع)

منبع:http://www.moazzen.net/?module=show&cid=167



برچسب ها : مظلوم علی (ع) ، غریب علی (ع) , خاطرات کربلا , خاطره سفر کربلا , سفر کربلا , کربلای معلی , سفر رویایی کربلا , سفر زیبای کربلا , من رفتم کربلا , باور نمیکنم رفتم کربلا , کربلا یا حسین , سفر به کربلا حرم امام حسین , یا حسین شهید , اسلام علیک یا ابا عبدالله الحسین , کربلا , کربلا سفر , سفر به کربلا , خواب یا رویا کربلا , کربلا در خواب , دیدن امام حسین ع , امام حسین ع ,

دسته بندي : خاطرات کربلا
جمعه 03 مرداد 1393 | 16:52

• 「 بسـم رب الحــ♥ــسین ...」
نويسنده : سید ابوالفضل

• 「 بسـم رب الحــ♥ــسین ...」

 


 

" اَلسَّلامُ عَلیَ مَن جَعَلَ اللهُ الشِِّفاءَ فی تُرْبَتهِ "

 

 

 

مثل همیشه بی مقدمه میرم سر اصل مطلب...

 

راستش هر موقع میام این وبلاگ بغض گلوم رو میگیره...

 

یادش بخیر بهمن سال 90... اون روزها حال و هوای دیگه ای داشتم...

 

انگار دیگه زمینی نبودم... آخر داشتم حسینی میشدم... کرب و بلا... ح س ی ن... شش گوشه... تل ...

 

می خوام با خودم یه عهدی ببندم... منی که ادعای بی تابی حسین رو دارم ...

 

با خودم عهد می بندم این وبلاگ رو دیگه آپ نکنم تا دیداری دوباره با حسین زهرا...

 

کرب و بلا... بین الحرمین... شش گوشه... ح س ی ن... قتلگاه... تل زینبیه... کف العباس... 

 

آقا جون بیچاره اونی که حرم ندیده... بیچاره تر آن که شش گوشه دیده...

 



منبع:http://orojtakhoda.blogfa.com/



برچسب ها : • 「 بسـم رب الحــ♥ــسین ...」 " اَلسَّلامُ عَلیَ مَن جَعَلَ اللهُ الشِِّفاءَ فی تُرْبَتهِ " ,

دسته بندي : مناجات زیارت جانسوز حرم رویایی امام حسین خاطرات کربلا
شنبه 14 تير 1393 | 11:16

السلام علیک یا اباعبدلله امروز باخبر شدم که جمعه
نويسنده : سید ابوالفضل


السلام علیک یا اباعبدلله

امروز باخبر شدم که جمعه دوم خرداد ان شاالله عازم کربلا هستم.
پدرشوهرم وقتی شنید که من سرطان دارم نذر کرده بود بعد از پایان درمانم
منو ببره کربلا.....
اصلا باورم نمیشه خدایااااااا منو کربلا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یعنی من پام میرسه به کربلا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دلم یه جوریه ،،،،،،،،،،، چشام گریونه،،،،،،، خدایا ازت ممنونم .
خدایا چطور میتونم شکرتو به جا بیارم؟؟؟؟؟؟؟
خدایا وقتی دستم به ضریح اربابم برسه باید چی بگم؟؟؟؟؟؟
مادرشوهرم میگه شفای کاملتو بگیر از آقا.
اما خدا میدونه من شفا نمیخوام شفاعت میخوام .
برم بگم آقا شفای منو بده نه،،،،،،، امام مظلومو صدا کنم واسه دنیا ؟؟؟؟؟
منکه نمیتونم.
میخوام بهش بگم شب اول قبرم وقتی همه منو تنها گذاشتنو رفتن دنبال
دنیاشون، وقتی نکیرومنکر اومدن، چشم به راهتم.
میخوام بگم تو قبرم منتظر شما هستم منو ناامید نکنی امام مهربونم.
میدونم شیعه خوبی نبودم اما به خداوندی خدا شما رو تو دنیا از همه چیز
بیشتر دوست دارم خدا خودش از دلم خبر داره.
این روزها برام مثل یه رویاست یه رویایی که داره به امید خدا به حقیقت
میپیونده ان شاالله
تنها آرزوی من زیارت کربلاست و بعد از این دیگه هیچی نمیخوام.
داشتم فکر میکردم کاش زندگیم همونجا تموم شه و دیگه برنگردم .
ای کاش میشد کاش............
نمیدونم چرا اسمتو میشنوم اشکام سرازیر میشه:
یاحسین

 

منبع: این مطلب از یکی از وبلاگ ها کپی کردم
http://cancer1392.blogdoon.com/?home=true



برچسب ها : السلام علیک یا اباعبدلله امروز باخبر شدم که جمعه ,

دسته بندي : خاطرات کربلا
سه شنبه 03 تير 1393 | 8:49

اللهم الرزقنا شفاعة الحسین
نويسنده : سید ابوالفضل

شکر خدا من به آرزوم رسیدم اما حالم بد شد......................

فکر میکردم بین الحرمین از دنیا میرم و خداروشکر میکردم که به عشقم رسیدم.

به خیابون بین الحرمین نگاه میکردم و با خودم میگفتم خدایا یعنی اینجا

بین الحرمینه؟

پدرشوهرم دستشو گذاشت رو شونه م و گفت : عروسم اینجا

بین الحرمینه!!!!!!!!!

من ........ نقش زمین شدم........

ضربان قلبم به 1000 رسید.

داد میزدم خدایا ازت ممنونم ........

دست مادرشوهر و پدرشوهرمو بوسیدم و گفتم شما منو به آرزوم رسوندین.

همه ی کاروان منقلب شده بودنو با من گریه میکردن.

دست و پاهام بیحس بودن و حالم خیلی بد بود.

شوهرم میگفت همه تو حرم حضرت عباس داد میزنن اما تو حرم امام حسین

آروم میشن و فقط گریه میکنن ......

اما من برعکس بودم تو حرم حضرت عباس لال شده بودم اما وقتی دستم به

ضریح امام حسین رسید داد میزدم: لبیک یا حسین

وقتی لیوان های آب یخ تو حرم حضرت عباس دست به دست میچرخید به ضریحش

نگاه میکردم و با خودم میگفتم خدا کنه عباس نبینه.............

مادرشوهرم میگفت آب بخور به نیت شفا اما من ..... میگفتم اگه اینجا از تشنگی

بمیرم آب نمیخورم.

تا جایی که ضریح و گنبد این دو برادرو میدیدم آب نمی خوردم چطوری آب بخورم

وقتی میدونم اربابم تشنه بود................

همیشه فکر میکردم تو دنیا یه آرزو دارم و اونم رفتن به کربلاست

اما حالا میگم یه آرزوی دیگه هم دارم بازم رفتن به کربلاست

اللهم الرزقنا شفاعة الحسین

 

این مطلب از یکی از وبلاگ ها کپی کردم
http://cancer1392.blogdoon.com/?home=true



برچسب ها : اللهم الرزقنا شفاعة الحسین , آروم میشن و فقط گریه میکنن ...... , شما منو به آرزوم رسوندین. ,

دسته بندي : خاطرات کربلا
سه شنبه 03 تير 1393 | 8:45


عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

خبرنامه


امکانات
____________________________ ___________ ____________________________
از ما حمایت کنید


____________

پیامبر (ص)

___

پیامبر (ص)

______

پیامبر (ص)

________

پیامبر (ص)

___________

_____________ _____________ ______________ [-Text1-] [-Text2-] [-Text3-] ______________

آرشيو مطالب

مطالب گذشته

ایت الله مجتهدی تهرانی حتما انشاءالله دانلود بکنین ویرایش شده تاريخ : شنبه 29 فروردین 1394

زیارت عاشورا همراه با ترجمه فارسی تاريخ : چهارشنبه 14 خرداد 1393

زندگينامه امام حسين (ع) تاريخ : سه شنبه 13 خرداد 1393

سخنرانی استاد دارستانی ویرایش شده توبه و گناه تاريخ : جمعه 04 تیر 1395

حکایت فضیل عیاض از زبان استاد دارستانی ویرایش شده تاريخ : جمعه 04 تیر 1395

متن و ترجمه و صوت مناجات حضرت علی ع (حاج سید مهدی سماواتی) تاريخ : پنجشنبه 13 خرداد 1395

یه حدیث و روضه ویرایش شده سید احمد دارستانی تاريخ : دوشنبه 10 خرداد 1395

سید احمد دارستانی - یه بابا زندگی بچشو اماده کرده ویرایش شده تاريخ : شنبه 08 خرداد 1395

(( حضرت زینب س )) ویرایش شده تاريخ : جمعه 31 اردیبهشت 1395

روضه حاج سید مهدی میرداماد تاريخ : جمعه 10 اردیبهشت 1395

صفحه اصلي | تالار گفتمان | ثبت نام در انجمن | تماس با ما
یا حسین شهید

Design: Themes.rozblog.com

تمامي حقوق مطالب، تصاوير و طرح قالب براي یا حسین شهید محفوظ است، نقل و استفاده از آنها در سايت ها و نشريات تنها با ذکر منبع مجاز ميباشد

Powered By rozblog and Hosted By Rozblog.com
اموزش کسب در آمد از اینستاگرام
اموزش کسب در آمد از اینستاگرام
_____________